مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین نظرات

  • نصب حفاظ پنجره  
    • https://www.novinkhane.com/?p=285>
    در پایان نامه های دانلودی در مورد مسئولیت مدنی
بررسی تأثیر نوسانات نرخ ارز و قیمت نفت بر رشد اقتصادی مورد ایران- قسمت ۱۳
ارسال شده در 21 مهر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

-۰٫۱۵۱ (-۶٫۵۶۰)

 

LOIL
-۰٫۳۴۹ (-۸٫۴۴۲)

 

LRGDP
۱٫۰۰۰

 

 

 

منبع: محاسبات محقق
(توضیحات: اعداد داخل پرانتز مربوط به آماره t است.)
معادله همجمعی بدین صورت است:

با ملاحظه جدول ۴-۵، مشاهده میشود که رابطه نهایی تعادلی بلندمدت بین متغیرهای مدل، به لحاظ آماری کاملاً معنیدار هستند.
رابطه فوق نشان میدهد که در بلند مدت، متغیرهای لگاریتم نوسانات قیمت نفت و نرخ ارز، بر لگاریتم تولید ناخالص داخلی واقعی تأثیر مثبت دارند. در معادله فوق، کشش نرخ ارز واقعی برابر ۱۵/۰، و کشش قیمت نفت برابر ۳۵/۰ برآورد شده است. ضریب قیمت نفت در معادله فوق نشان دهنده این است که در بلند مدت، با یک درصد افزایش در قیمت نفت، با فرض ثابت بودن سایر شرایط، رشد اقتصادی به اندازه ۳۵/۰ درصد افزایش پیدا میکند.
این نتیجه منطبق با تئوریهای اقتصادی است. به طوری که عقیده غالب اقتصاددانان این است که تأثیر افزایش قیمت نفت بر رشد اقتصادی به دو اثر تقسیمبندی میشود: اثر انتقال درآمد و اثر تولیدی. بعبارت دیگر نوسان در قیمت نفت از دو طریق اثرات درآمدی و تولیدی بر رشد اقتصادی تأثیر میگذارد. اثر انتقال درآمد میتواند هم اثر مثبت و هم اثر منفی بر رشد اقتصادی هر کشور داشته باشد. این اثر بستگی به موقعیت و چگونگی مبادلات نفت در اقتصاد کشورهای مختلف دارد. یعنی اینکه بستگی دارد کشور صادر کننده نفت باشد یا واردکننده نفت. اما از سوی دیگر اعتقاد بر این است که اثر تولیدی معمولاً منفی است.
اثر انتقال درآمد به این دلیل رخ میدهد که افزایش در قیمت نفت، ارزش صادرات نفتی را نسبت به سایر کالاهای تجاری افزایش میدهد. این امر موجب بهبود رابطه مبادله برای کشورهای صادرکننده نفت میشود. از سوی دیگر، این موضوع منجر به تضعیف رابطه مبادله برای کشورهای واردکننده نفت میگردد. این وضعیت منجر میشود که انتقال درآمد از کشورهای واردکننده نفت به کشورهای صادرکننده نفت صورت پذیرد. همچنین بخش نفتی یکی از بخشهای اقتصادی کشورهای صادرکننده نفت است که سهم زیادی در ارزش افزوده این کشورها دارد. بنابراین افزایش در قیمت نفت، منجر به بهبود رابطه مبادله ایران و افزایش جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی میشود؛ و در نتیجه علامت مثبت ضریب متغیر قیمت نفت منطقی است.
دانلود پروژه
از طرفی دیگر، اثر تولیدی منجر به کاهش در تولید، بهخصوص برای صنایع وابسته به نفت میشود؛ به دلیل اینکه افزایش در قیمت نفت باعث بالا رفتن هزینه تولید میگردد. همچنین اقتصادی که در بخش تولید دارای وابستگی زیاد به نفت باشد، و از طرفی دیگر به واردات نیز اتکا داشته باشد، نسبت به کشوری که وابستگی چندانی به نفت در بخش تولیدی ندارد، از افزایش قیمت نفت بیشتر متضرر میشود. در مجموع میتوان گفت که ضریب مثبت قیمت نفت در ایران، نشان دهنده این موضوع است که مقیاس اثر انتقال درآمد بزرگتر از اثر تولیدی بوده است.
همچنین ضریب نوسانات نرخ ارز نشان دهنده این است که در بلند مدت، با افزایش یک درصد در نرخ ارز، با فرض ثابت بودن سایر شرایط، رشد اقتصادی ۱۵/۰ درصد افزایش مییابد.
در تفسیر این نتیجه میتوان گفت که با توجه به مطالعات نظری، افزایش در نرخ ارز اسمی باعث تضعیف پول ملی میشود. از طرف دیگر این موضوع باعث تشویق صادرات و کاهش در واردات میگردد. با توجه به اینکه این امر موجب افزایش خالص صادرات میشود، بنابراین افزایش در نرخ ارز اسمی موجب افزایش در رشد اقتصادی میگردد. البته این موضوع در کوتاه مدت مصداق دارد و در بلند مدت، افزایش نرخ ارز، رفته رفته موجب افزایش سطح عمومی قیمتها و خنثی شدن اثرات مثبت افزایش خالص صادرات بر رشد اقتصادی میشود. بنابراین به نظر میرسد که افزایش نرخ ارز واقعی یا همان تقویت پول ملی، باعث کاهش صادرات و افزایش در حجم واردات، و در نتیجه کاهش در رشد اقتصادی شود. به نظر میرسد که این موضوع با نتیجه این پژوهش در تضاد است. اما از طرفی بخش عمده صادرات کشور ما را نفت و مشتقات آن تشکیل میدهد. در واقع صادرات نفت بر حسب دلار صورت میپذیرد. همچنین تقاضا برای نفت به لحاظ قیمتی بیکشش است. در نتیجه این بخش از صادرات از تقویت پول ملی تأثیر چندانی نمیپذیرد. از سوی دیگر، افزایش نرخ ارز واقعی باعث کاهش قیمت کالاهای وارداتی سرمایهای میشود. این موضوع باعث میشود که هزینه های بخش تولید کاهش پیدا کند؛ و بنابراین رشد اقتصادی افزایش یابد. همچنین تقویت پول ملی باعث میشود ارزش بدهیهای خارجی کشور کمتر شده، و بازپرداخت آن آسانتر گردد. بنابراین علامت مثبت ضریب نرخ ارز واقعی در مدل معقول و منطقی است.
۴-۲-۶- نتایج تخمین کوتاه مدت مدل با بهره گرفتن از الگوی تصحیح خطای برداری
در تحلیلهای همجمعی برخلاف رویکردهای سنتی اقتصاد سنجی، ساختارهای کوتاهمدت و بلندمدت به طور صریح از یکدیگر تفکیک میشوند. الگوی کوتاهمدت تصحیح خطا، یک مکانیزم بازخور تلقی شده که مطابق آن متغیر وابسته (رشد اقتصادی) نسبت به بیتعادلی دستگاه تعدیل میشود. در واقع مکانیزم بازخور مذکور، رسیدن به رابطه تعادلی بلندمدت را تضمین میکند. مطابق این مکانیزم، یک رابطه تعادلی بلندمدت میان مجموعهای از متغیرها، مستلزم یک الگوی تصحیح خطای کوتاهمدت است. این موضوع یک مبنای کاملاً آماری داشته و هیچ ارتباطی به نظریههای اقتصادی ندارد.
با توجه به وقفه بهینه تعیین شده، نتایج تخمین الگوی تصحیح خطای برداری که بیانگر ارتباط کوتاه مدت بین متغیرها است، برآورد میشود. برای تفسیر نتایج باید به این نکته توجه کرد که اساساً در تخمین دستگاه معادلات، ضرایب و درصد توضیحدهندگی پارامترهای الگو اهمیت روش های تک معادلهای را ندارند و انتظار نمیرود کلیه ضرایب برآورد شده مربوط به وقفه متغیرها از نظر آماری معنیدار باشند. اما آماره F، در مجموع معنیداری کل مدل را تأیید میکند. بر این اساس، برای تجزیه و تحلیل نتایج از توابع تجزیه واریانس و عکسالعمل آنی (که در ادامه به آنها اشاره میشود) استفاده میشود.
در جدول (۴-۶) نتایج تخمین مدل تصحیح خطای برداری نمایش داده میشود:
جدول ۴-۶: نتایج تخمین مدل تصحیح خطای برداری

 

 

D(LREX)

 

D(LOIL)

 

D(LRGDP)

 

 

 

 

 

۲۷۰/۰
]۳۴۰/۲[

 

۴۶۵/۰
]۸۹۴/۱[

 

۲۶۷/۰-
]۸۷۶/۳-[

 

CointEq1

 

 

 

۰۳۴/۰
]۱۸۸/۰[

نظر دهید »
اشتباه در موضوع قرارداد با مطالعه تطبیقی در حقوق فرانسه و انگلستان- قسمت ۱۷
ارسال شده در 21 مهر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

در پاسخ باید گفت ما طبق اصل تحلیل اراده به این نتیجه رسیده­ایم که باید میان فقدان رضا و عیب آن تفاوت گذاشت و البته چون این را در گذشته ثابت کرده­ایم هر آن­چه را که با این تحلیل در تضاد باشد باید بتوانیم منطقاً و قانوناً توجیه و تبیین کنیم. البته شاید به­ظاهر چنین به نظر برسد که چون معامله فضولی و معامله سفیه و صغیر ممیّز غیر نافذ است و در همه آن­ها رضا وجود دارد لذا باید دست از قاعده (فقدان رضا باعث عدم نفوذ است) کشید، لیکن توجیه عدم نفوذ آن­ها از نظر گذشت. درخصوص معامله اکراهی هم‌ چنان­‌که گفتیم مراد ما رضای طبعی است و نه رضای عقلی که در هر معامله­ای که در آن قصد وجود داشته باشد می ­تواند به­نوعی وجود داشته باشد. اما درخصوص معنای رضا که آیا لفظ رضا اطلاق بر رضای کامل و درست دارد یا این اطلاق بر رضای ناقص و معیب هم دلالت دارد؟ باید گفت نه­تنها در مقابل صحیحیون، اعمّیون قرار دارند که آن­ها نیز برای خود استدلال­های مختلفی دارند؛ بلکه اساساً بحث صحیح و اعم یک بحث لفظی است و با بحث فنی – حقوقی ما در رابطه با اراده کاملاً متفاوت است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
وانگهی در حقوق فرانسه چون برخلاف حقوق ما میان قصد و رضا تفکیکی وجود ندارد، لذا ایشان درخصوص عیوب اراده علاوه­بر بطلان مطلق، تنها یک ضمانت اجرا و آن­هم بطلان نسبی را پیش بینی می­ کنند و لذا صرف یک ضمانت اجرا در حقوق فرانسه درخصوص این دو مورد (معامله سفیه و معامله اشتباهی) نباید ما را به اشتباه بیاندازد. از این گذشته برهان خُلف نیز در جانب ما است؛ چرا­که اگر قائل به نظریه مبسوق شویم چگونه می­توان در حقوق ما میان فقدان رضا و عیب آن تفاوت نهاد؟ و آیا اصولاً کسی می ­تواند حکم عدم نفوذ را برای معامله اشتباهی توجیه و تفسیر کند؟
ممکن است ایراد شود که طبق تحلیل فنی اراده قصد بعد از رضا حاصل می ­آید و اگر رضایی وجود نداشته باشد قصدی هم وجود ندارد که قائل به معامله غیر نافذ شویم؟ در جواب باید گفت میان قصد و رضا رابطه علّی و معلولی وجود ندارد که بگوییم علت قصد، رضا است و درصورت فقدان آن قصدی هم واقع نمی­ شود. اگر­چه نوعاً بعد از تحقق رضا، قصد واقع می­ شود ولیکن قصد بدون رضا هم (مانند معامله اکراهی) واقع می­ شود. عدم تفطّن بر تفاوت فقدان رضا و عیب آن و اعتقاد به این­که عیب رضا اعم از فقدان آن و نقصان آن است، خود می ­تواند علت موجّهی برای عدم نفوذ معاملات اشتباهی مانند معاملات اکراهی باشد، هر­چند­که برخی عدم نفوذ معاملات اشتباهی را تابع مصلحت دیده­اند.[۷۶۹]
بنابراین طبق تحلیل عقلی و فنی قصد و رضا همه عیوب اراده (اعم از فقدان قصد و رضا و عیب رضا) توجیه می­ شود. شاید گفته شود چرا به­رغم وجود قصد، معاملات صغیر غیر ممیّز باطل است؟ باید گفت شارع و قانون­گذار اصولاً قصد صغیر غیر ممیّز را قصد تلقّی نمی­کنند و لذا حکم به بطلان صادر می­ شود. هم­چنین در معاملات اضطراری می­توان این شبهه را وارد کرد که چرا به­رغم فقدان رضا، معامله سالم و نافذ است؛[۷۷۰] درحالی­که طبق تحلیل فنی به­عمل آمده معامله اضطراری باید غیر نافذ تلقّی شود؟ به نظر می­رسد اساس این شبهه به این عقیده برمی­گردد که « اگر فردی در شرایط خاصی قرار نمی­داشت (شرایط اکراهی یا اضطراری) یا علم به آن می­داشت (اشتباه) هرگز معامله نمی­کرد و لذا آن معامله به­ دلیل عیب اراده باطل یا غیر نافذ است».
این ملاک چنان­که قبلاً اشاره کردیم و در آینده نیز به آن خواهیم پرداخت، اساساً اشتباه است چرا­که حتی اگر فرد از انگیزه­ های شخصی اشتباه خود آگاه باشد حاضر به انجام معامله نیست، در­حالی­که هیچ کس قائل به این نشده است که اشتباه در انگیزه مؤثر در قرارداد می­باشد. بنابراین این ادعا که مضطر اگر در شرایط اضطراری قرار نمی­داشت معامله نمی­کرد نمی­تواند دلیلی منطقی محسوب شود. وانگهی حکم به بطلان و یا حتی عدم نفوذ معاملات مضطر به ضرر او است؛ چرا­که در این صورت دیگر هیچ کس حاضر به معامله با وی نمی­ شود و او در حالت اضطرار می­مانند. شاید گفته شود درهرحال مضطر رضای طبعی ندارد و لذا باید مثل معامله اکراهی، آن­را غیر نافذ بدانیم؟ باید گفت نه­تنها مضطر دارای رضای طبعی است بلکه رضای او از حداکثر درجه برخوردار است. مضطر برای رهایی از اضطرار آن­چنان شائق و راغب به انجام معامله است که جانب حزم و احتیاط را رها کرده و دست به دامن تضرّع و التماس می­برد، او بسی خرسند خواهد شد که در این آشفته بازار اضطرار کسی کالای او را ولو به کمتر از قیمت بخرد. اگر از دیدگاه عقلی به معاملات نگریسته شود در پی هر معامله­ای نوعی نیاز و اضطرار خوابیده است. گاهی این نیاز و اضطرار آن­قدر کوچک و ناچیز است که فرد مضطر اصلاً چیزی را به رو نمی­آورد و گاهی این نیاز آن­قدر زیاد و بزرگ است که فرد مضطر لاجرم طاقت از کف بیرون می­دهد و دامن کشان و لاحول کنان در پی کسی می­افتد تا با او ولو به شرایط نابرابر قراردادی منعقد کند.
گفتار دوم: قواعد مبتنی بر اراده
بعد از تحلیل اراده و شناخت ماهیت و اجزای آن اکنون به مبانی اشتباه که مبتنی بر اراده هستند می­پردازیم. این مبانی که هر یک خود قاعده­ای مستقل هستند به­ترتیب عبارتند از تبعیت عقد از قصد (مبحث نخست)، تجارت عن تراض(مبحث دوم) و شرط ضمن قرارداد (مبحث سوم). بدیهی است این قواعد که مبتنی بر تحلیل اراده می­باشند باید در طول بحث­های مربوط با اراده مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرند و نباید مانند برخی محققان،[۷۷۱] آن­ها را در عرض اراده به‌عنوان مبانیی مستقل برشمرد. درواقع مؤدای همه این قواعد و ادله به­ طور مستقیم به بحث­های مربوط به اراده باز می­گردد؛ البته چون در کتب فقهی، فقها به­مناسبت به این قواعد و ادله توجه ویژه­ای داشته اند، لذا بازپرداختن به آن­ها با تأکید بر مسأله اشتباه، ما را در غنا بخشیدن به مباحث مربوط به اراده، به‌عنوان مهم­ترین مبنای اشتباه، کمک شایانی می­ کند.
مبحث نخست: تبعیت عقد از قصد
این مبنا که مأخوذ از قاعده «العقود تابعه للقصود» می­باشد، از مسلمات حقوق اسلام و بالطبع حقوق ایران است. اهمیت این قاعده در حقوق اسلام به­ ویژه در سده­های گذشته، از طرفی حکایت از تفوّق و برتری حقوق اسلام بر حقوق مغرب زمین دارد[۷۷۲] و از طرف دیگر خود منجر به مطرح شدن بحث­های متعدد و متنوع و در عین حال عمیق، در حوزه حقوق اسلامی شده است. گستردگی این مباحث به­حدی است که پرداختن به آن­ها مستلزم تحقیق مُستوفی و علی­حده­ای است. از­این­رو ما در این مبحث به­اختصار هر­چه تمام­تر بعد از پرداختن به ادله قاعده، جایگاه قاعده و موارد شمول و انصراف قاعده، به تبیین معنا و مفاد و دلالت قاعده و نیز بحث­های مرتبط با اشتباه می­پردازیم.

 

    1. برخی از فقهای معاصر گفته­اند همه امامیه و بلکه همه مسلمانان و بلکه همه عقلا در هر عرف و زمانی بر این قاعده اتفاق نظر دارند. همه ایشان معتقد به تبعیت عقود و بلکه تبعیت ایقاعات از قصد متعاقدین می­باشند.[۷۷۳] اتفاق نظر علماء در این خصوص را نباید مانند محقق نراقی در عوائد و صاحب عناوین در عناوین به­منزله وجود اجماع درخصوص این قاعده تلقّی کرد؛ چرا­که دلایل زیادی بر حجیّت این قاعده وجود دارد و ادعای اجماع در این خصوص ثمره­ای ندارد. چنان­که می­دانیم این قاعده از قواعد امضایی است و قبل از اسلام هم وجود داشته است و لذا این قاعده تعبّدی و مأخوذ از کلام معصوم نیست.[۷۷۴] حجیّت دلیل اجماع به کاشفیّت آن از قول معصوم است و در مانحن­فیه نیازی به کشف قول ایشان نیست؛ چرا­که حجّیت و شهرت این قاعده نه در اسلام که در قبل از اسلام نیز وجود داشته است، منتها با ظهور اسلام، بر محتوای این قاعده از جهات مختلف افزوده شده است. بنابراین دلالت اجماع بر این قاعده تمام نیست.[۷۷۵]

 

در این­که آیا روایاتی مانند «انما الاعمال بالنیّات» یا «لکل امرءٍ ما نوی» یا «لا عمل الّا بنیّه» و مانند آن­ها می­توانند دلیل این قاعده باشند، اختلاف نظر وجود دارد. در میان فقها میرفتاح مراغه­ای، صاحب عناوین،[۷۷۶] و در میان حقوق­دانان دکتر جعفری لنگرودی[۷۷۷] از جمله بزرگانی هستند که معتقدند روایات فوق دلیل قاعده اصطیادی «العقود تابعه للقصود» می­باشند. این در­حالی­است که برخی علماء معتقدند این احادیث و احادیث مشابه مانند «لایقبل قول الا بالعمل و لا یقبل قول و عمل الا بالنّیه» و… راجع به قبولی خداوند و دارای ثواب بودن و لزوم خلوص نیّت و مانند آن است و ارتباطی به تبعیّت معاملات از قصد ندارد.[۷۷۸] البته در مقابل عده­ای[۷۷۹] با این استدلال که نفی عمل بدون نیّت و قصد، نفی صحت آن است و نه خود عمل، چرا­که جمله دوم با دلالت حصری خود صریح در این معنا است و لذا مفاد این روایات حکایت از قاعده «العقود تابعه للقصود» دارد، بر نظر اول تأکید کرده ­اند. صرف­نظر از استدلال­های دو طرف و ضعف استدلال اخیر، چرا­که نفی عمل بدون نیّت و قصد به­معنای مقبول نیافتادن و مُجزی نبودن آن است و حمل نفی عمل بر نفی صحت، نیازمند دلیل بهتری است؛ به نظر می­رسد قاعده «العقود تابعه للقصود» از مسلمات عقلی به­شمار می­رود و نه­تنها نیازی به مستدل و مستندکردن آن به ادله نقلی نمی ­باشد، بلکه فایده­ای نیز بر این کار مترتب نیست.
از جمله ادله دیگر این قاعده اصل فساد است. بر اساس این اصل، اصل اوّلی در هر عمل فساد است. اصل عدم تأثیر گفتار و کردار است مگر این­که خلاف آن در شرع ثابت شود. ادله عامی مانند اوفوا بالعقود باعث خارج شدن عقود و ایقاعات از تحت اصل فساد می­باشد و لذا عقود و ایقاعات دارای اثر و نتیجه هستند ولیکن قدر مسلم این موارد آن­جایی است که در تشکیل این اعمال قصد وجود داشته باشد و الا اعمال بدون قصد تحت همان اصل فساد باقی می­مانند.[۷۸۰] به نظر می­رسد این دلیل بیانی دیگر از اصل عدم می­باشد. مراد از اصل عدم، استصحاب عدم ترتب اثر می­باشد. اصل، عدم ترتب اثر در هر عقد و ایقاعی است و ترتب اثر نیازمند دلیل است. ترتب اثر منوط به تحقق عقد و ایقاع است و تحقق عقد و ایقاع منوط به وجود قصد است.
به نظر ما دلیل اخیر چه با بیان اصل فساد و چه با بیان اصل عدم از جمله مصادیق اکل از قفا می­باشد. اصولاً قاعده تبعیت عقد از قصد از مسلمات حقوقی است چرا­که عقود از اعمال قصدیه هستند و هویت اعتباری آن­ها منوط به قصد است، قصدی که بدون وجود آن انشاء و ایجادی هم نیست؛ لذا برای اثبات حجیّت این قاعده به هیچ دلیل روایی و خاصی مانند اصل و اجماع نیاز وجود ندارد.[۷۸۱]
۲- قاعده تبعیت عقد از قصد به­سادگی به این معنا است که عقد تابع قصد است. عبارت معروف ما وَقع لم یُقصد و ما قُصد لم یَقع بیان دیگری از این قاعده می­باشد. به نظر می­رسد این قاعده از آثار اصلی و شاید هم جنبه­ای خاص از اصل حاکمیت اراده می­باشد. از اصل حاکمیت اراده در اعمال حقوقی آزادی شخص در انشای عمل حقوقی و این که مبادرت به تشکیل عقد یا ایقاع بکند یا نکند و نیز در انتخاب نوع عقد و ایقاع و طرف عقد و تعیین حدود آثار آن و شروط مندرج ضمن عقد و نیز منحل ساختن قراردادها در موارد مجاز نتیجه می­ شود.[۷۸۲] درواقع اصل حاکمیت اراده اعم از قاعده العقود تابعه للقصود، شرط ضمنی، آزادی اراده و… است. تبیین نوع ربط و ارتباط میان این قواعد و سایر قواعد مشابه مانند اوفوا بالعقود، المؤمنون عند شروطهم و تجارت عن تراض خود نیازمند تحقیق مستقلی است که البته در آینده در مبحث تأملاتی درخصوص اراده (مبحث دوم از گفتار سوم) اندکی به آن اشاره می­کنیم.
۳- درباره دامنه شمول و عدم شمول این قاعده اختلاف نظر وجود دارد. درخصوص شمول قاعده بر برخی مسائل تقریباً اتفاق نظر وجود دارد. مفهوم عقد، مقتضای ذات عقد و مقتضای اطلاق عقد از جمله این مسائل هستند.[۷۸۳] مراد از مفهوم عقد همان ماهیّت خاص هر عقد است که آن­را از سایر عقود تفکیک می­ کند. بنابراین شمول قاعده بر مفهوم عقد بدین معنا است که اگر فردی قصد بیع داشته باشد ولیکن آن­را به­اشتباه در قالب هبه بیان دارد باید به مقتضای العقود تابعه للقصود حکم به عقد بیع کنیم.[۷۸۴] مقتضای ذات عقد که عبارت از آثار اصلی و لاینفکّ هر عقد می­باشد نیز تابع قصد می­باشد. بنابراین تملیک عین به عوض معلوم و تملّک ثمن برای بایع و تملّک مثمن برای مشتری قهراً تابع قصد و مشمول قاعده هستند.
مقتضیات اطلاق عقد نیز مشمول قاعده هستند. این مقتضیات عبارت از مسائلی هستند که اطلاق عقد بر آن­ها دلالت دارد؛ بدین نحو که الفاظ و عبارت عقد صرف­نظر از معنای اصلی، دارای معانیی است که از اطلاق آن الفاظ و عبارت، برداشت می­ شود؛ به‌عنوان مثال اطلاق «خانه خود را به تو اجاره دادم» شامل تسهیلات جانبی مثل وسایل گرمایشی، سرمایشی و… نیز می­ شود. تفاوت مقتضای ذات و مقتضای اطلاق در این است که قصد می ­تواند خلاف مقتضای اطلاق عقد اظهار وجود کند، در­حالی­که خلاف مقتضای ذات عقد نمی­تواند تغییری ایجاد کند. بایع نمی­تواند در عقد بیع تملّک مثمن برای مشتری را نفی کند. اگر او چنین قصدی کند یا او قصد بیع نداشته و یا آگاه به مقتضای ذات عقد بیع نبوده است و در­هر­حال در قالب عقد بیع هیچ اثری بر این قصد بار نمی­ شود. شاید این تفاوت به ما این امکان را بدهد که برخلاف مشهور معتقد شویم اصولاً مقتضای ذات عقد نه سلباً و نه ایجاباً نمی­تواند تابع قصد باشد، چرا­که مقتضای ذاتِ هر عقد جزو احکام است و قصد نه­تنها امکان تغییر احکام را ندارد و بلکه باید لاجرم در چهارچوب احکام ظهور و بروز داشته باشد. بنابراین می­توان گفت مفهوم عقد (بیع، صلح، هبه و …) تابع قصد است، در­حالی­که مقتضای ذات عقد پیشاپیش هم­چون سایر احکام مقرر گشته است و قصد ­نمی­تواند سلباً و ایجاباً معترض آن شود.
سرّ این­که ادعای اشتباه در مقتضیات ذات عقد را نباید به‌عنوان یک اشتباه موضوعی پذیرفت همین نکته است. این بیان نباید موهم این باشد که مقتضای ذات عقد لزوماً نباید مورد قصد واقع شود، بلکه به­اعتقاد ما مقتضای ذات عقد مانند سایر احکام دیگر باید مورد قصد معامل باشد، اما این امر را نباید به­معنای تبعیّت مقتضای ذات عقد از قصد شمرد. شخصی که بخواهد به مقتضای ذات عقد بیع یا صلح برسد باید مفهوم آن عقود را قصد کند. قصد کردن مفهوم آن­ها به­منزله پذیرفتن و بلکه خواستن مقتضای ذات آن عقود است. نمی­ توان به شخصی اجازه داد مفهوم عقدی را قصد کند اما مقتضای ذات آن عقد را نپذیرد. بنابراین به­اعتقاد ما، بیان بسیاری از بزرگان درخصوص شمول قاعده بر مقتضای ذات عقد خالی از اشکال نیست. به‌عنوان مثال صاحب عناوین برای تبیین دامنه شمول قاعده، ضروریات اعمال حقوقی را از احکام و لوازم آن تفکیک می­ کند. ایشان قصد ضروریات را لازم دانسته ولیکن درخصوص احکام و لوازم اعمال حقوقی قائل به تفکیک می­شوند. آن­دسته از احکام و لوازمی که مقتضای ذات عقد و مفهوم آن است، به­اعتقاد ایشان داخل در قاعده بوده و لذا قصد آن­را ضروری دانسته ­اند. در­حالی­که سایر احکام و لوازم شرعی که جزو مقتضای ذات عقد نمی­باشند ولیکن از احکام و لوازم عقد می­باشند را خارج از قاعده دانسته ­اند. از جمله احکام اخیر می­توان به منع جمع نکاح اختین، حق شفعه و خیار مجلس و حیوان را اشاره کرد.
ایشان در توجیه ادعای خود علاوه­بر اجماع، که ضعف آن گذشت، چنین استدلال می­ کنند که «اذ لفظ (العقد) اسم لمجموع الایجاب و القبول المتقوم بهذه الارکان، و الاثر اللازم له ما هو المقصود منه الداخل فی المعنی الایجابین -کما قررناه- و اما احکام اللاحقه للعقد بعد وجوده و فرض صحته فهی لیست داخله تحت اسم العقد و لا مقدمه لتحققه و لا وجه لکونها تابعه للقصد، فهذه العباره منهم داله علی اعتبار القصد فی ماهیه العقد و ارکانه، دون احکامه».[۷۸۵]
اگر قاعده العقود تابعه للقصود را چنان­که برخی محققان گفته­اند[۷۸۶] به این معنا بدانیم که عقد وجوداً و عدماً تابع قصد است، چگونه می­توان مقتضای ذات عقد را تابع قصد شمرد؟ چگونه کسی که مفهوم عقد بیع را قصد کرده، می ­تواند مقتضای ذات آن­را نفی کند؟! اگر گفته شود مقتضای ذات هر عقدی همان مفهوم عقد است، شاید دعوا و اختلاف پایان یابد ولیکن آیا واقعاً این دو مفهوم یکی هستند؟! آیا خود فقیهان، مفهوم عقد را در عرض مقتضای ذات عقد از جمله موارد شمول قاعده برنمی­شمارند؟ آیا مردم عادی نیز مانند فقها و حقوق­دانان به مقتضای ذات عقد آشنا هستند؟! چگونه می­توان تفاوت عرفی و تخصّصی این دو مفهوم را انکار کرد؟!
وانگهی خود ایشان مقتضای ذات عقد را جزو احکام شمرده­اند. چنان­که می­دانیم فقها میان حق و حکم قائل به تفکیک هستند و احکام را توافق بردار نمی­دانند. به دیگر سخن از نظر فقها هر گونه توافق و قصد برخلاف احکام، بی­اعتبار است. بنابراین اگر عقد وجوداً و عدماً تابع قصد است درخصوص مفهوم عقد و مقتضای اطلاق عقد، قاعده صادق است ولیکن آیا قصد به همین شکل(وجوداً و عدماً) می ­تواند مقتضیات ذات عقد را بیاورد یا ببرد؟ صرف این­که برخی احکام رکن عقد هستند و برخی دیگر رکن و مقوّم عقد نیستند آیا دلیل خوبی برای شمول قاعده بر مقتضای ذات عقد می­باشد؟ آیا می­توان گفت احکام رکنی برخلاف احکام غیر رکنی تابع قاعده هستند؟ آن­چه مسلم است صرف قصد نه می ­تواند احکام رکنی را و نه احکام غیر رکنی را بیاورد ، هم­چنان­که از جنبه عدمی و سلبی با قصد نه می­توان مقتضای ذات عقد(احکام رکنی) و نه احکام غیر رکنی را از میان برد. چگونه می­توان در نکاح حلیّت بُضع (مقتضای ذات عقد) را به صرف قصد از میان برد؟ یا میان دو خواهر جمع کرد؟
به همین دلیل برخی فقهای معاصر احکام را از شمول قاعده خارج دانسته ­اند و شمول قاعده را ناظر به شروط و قیود و ارکان دانسته ­اند.[۷۸۷] شاید گفته شود چه لزومی دارد به این مسأله این­قدر پرداخته شود و اصولاً ثمره نزاع چیست؟ ثمره نزاع در قبول یا رد اشتباه است. بر حسب تحلیل اراده، ما تنها وقتی مجاز هستیم ادعای اشتباه را بپذیریم که شخصی برخلاف قصد خود اشتباهاً مبادرت به انشای عمل حقوقی کرده باشد. بنابراین شناخت آن­چه مشمول قصد است و آن­چه خارج از حیطه قصد است اهمیت می­یابد. وقتی دانستیم که احکام خارج از قاعده العقود تابعه للقصود می­باشند دیگر نباید ادعای اشتباه درخصوص احکامی مانند لزوم یا عدم لزوم، تملّک ثمن و مثمن در عقد بیع و تملّک منفعت و مال الاجاره در عقد اجاره و… را مانند سایر اشتباهات موضوعی پذیرفت؛ بلکه درخصوص چنین اشتباهاتی به­مانند آن­چه در بخش نخست راجع به اشتباه حکمی گفته شد، باید عمل شود.
آن­چه مسلم است عدم اتفاق نظر فقها درخصوص قلمرو و شمول قاعده است. برخی آن­چنان این قاعده را موّسع دانسته ­اند که احکام از پیش تعیین شده توسط شارع را هم مشمول آن دانسته ­اند،[۷۸۸] و برخی به­حق برایشان خرده گرفته­اند.[۷۸۹] تفصیل این بحث را و این­که آیا شرایط ضمن عقد،[۷۹۰] موارد انصراف[۷۹۱] و… جزو این قاعده هست یا نه؟ به منابع مربوط وامی­گذاریم.[۷۹۲] به نظر ما علت اصلی اختلاف نظر درخصوص قلمرو و شمول قاعده به عدم شناخت و عدم تبیین معنا و مفاد قاعده برمی­گردد. اکنون ما به فراخور این تحقیق به تبیین معنا و مفاد این قاعده می­پردازیم و سپس اهم مسائل مربوط به اشتباه را که ضمن این قاعده قابل بحث و پی­گیری است، مورد کنکاش قرار می­دهیم.
۴- این قاعده در چند معنا به­کار رفته است. نخست عقد تابع قصد است؛ به­نحوی­که عقد واقع نمی­ شود مگر به­وسیله قصد. برحسب این معنا قراردادهایی که در آن­ها قصد وجود ندارد مانند عقد غافل، ناسی، نائم، غالط، هازل و سکران معتبر نیستند. دوم آن­که عقد از حیث آثار خود تابع قصد است. عقد که برای تحقق نیازمند ارکانی مانند عوض و معوض و موجب و قابل است بعد از تحقق آثاری دارد، این آثار تابع قصد هستند.[۷۹۳] در معنای سوم مراد تبعیّت اصول و فروع عقد از قصد است. برخلاف معنای نخست که عقد تنها در تحققش تابع قصد می­باشد در این معنا نوع عقد، کم و کیف آن، شرایط و سایر خصوصیات عقد از قصد تبعیّت می­ کند.[۷۹۴] با توجه به نگاه تحلیلی که نسبت به اراده داشتیم باید گفت قاعده العقود تابعه للقصود در هر سه معنا قابل تعقیب و قابل بحث است. در هر سه معنا، خلّاقیت عنصر قصد بارز است؛ اگر­چه این عنصر درخصوص احکام و قواعد امری برخلاف قواعد و احکام تکمیلی و تخییری محدود است و در برخی حقوق چنان­که خواهد آمد به­ دلیل تصادم منافع شخص با منافع واجب الاحترام باید به بند کشیده شود (مبحث سوم گفتار آتی) ولیکن در اکثر عرصه ­های حقوقی اعم از قواعد و احکام تکمیلی و حقوق، نقش ویژه خود را به­خوبی ایفا می­ کند.
چنان­که گذشت برخی حقوق­دانان در تبیین معنای قاعده، قائل شده ­اند که عقد وجوداً و عدماً تابع قصد است. این بیان اشاره به جنبه ایجابی و سلبی تبعیت عقد از قصد دارد. هر آن­چه که قصد شود تحقق می­یابد و هر آن­چه که قصد نشود محقق نمی­ شود.[۷۹۵] با توجه به تحلیل اراده باید گفت جنبه سلبی قاعده بدیهی است؛ چرا­که چون خلّاقیت از آن قصد است تا قصد نباشد خلقی هم نیست. اما درخصوص جنبه ایجابی آیا می­توان گفت هر آن­چه که قصد شود وجود هم می­یابد؟ آیا قصد برای وجود بخشیدن به اعمال حقوقی کافی است؟ به نظر می­رسد درخصوص جنبه ایجابی قاعده باید گفت قصد عنصر لازم و نه کافی برای تحقق عمل حقوقی است.
علاوه­بر قصد، لزوم رعایت محدودیت­های آن نیز شرط است. اگر امر مقصود مورد امضا و تأیید شارع و در تطبیق با قواعد امری باشد، موجود خلق شده به­ طور معتبر وارد جهان حقوق می­ شود و الا بر چنین قصد و مقصودی هیچ اثری مترتّب نمی­ شود.[۷۹۶] درخصوص معنای ایجابی قاعده هم­چنین باید افزود قصد بعد از تحقق یافتن باعث ایجاد عمل حقوقی می­ شود ولیکن بقای آن عمل حقوقی منوط به بقای قصد نیست. در تحلیل عناصر اراده نیز دیدیم که قصد برخلاف رضا که یک کیف نفسانی مشکّک است، یک فعل نفسانی منجّز می­باشد که در یک آن واقع می­گردد. بنابراین قصد تنها علت وجودی اعمال حقوقی می­باشد و نمی­تواند نقش علت مبقیّه را برای آن­ها داشته باشد.[۷۹۷]
برخی ازحقوق­دانان گفته­اند منظور از قصد در این قاعده این است که عاقد الفاظی را بیان کند که معنا داشته باشد و به آن معنا توجه داشته باشد و آن معنا همان باشد که می­خواسته بیان کند.[۷۹۸] ایشان با این بیان به چهار شرط در تبیین قصد اشاره دارند؛ ۱) مراد از قصد، قصد ابراز شده است و نه قصد درونی ۲) لزوم قصد و توجه به لفظ ۳) لزوم توجه به­معنای لفظ ابراز شده ۴) لزوم عدم تغایر معنای مقصود از لفظ با عمل حقوقی مقصود.
بنابر­آن­چه گذشت قاعده العقود تابعه للقصود مشتمل بر سه عنصر است؛ عقد، تبعیّت و قصد. مراد از عقد چنان­که دیدیم نه­تنها ماهیت عقد (عمل حقوقی)، مقتضای اطلاق عقد و آثار آن است، بلکه شروط و قیود هم به اقتضای اطلاق قاعده و فقدان مانع مشمول عنوان عقد و بالطبع قاعده می­باشد.[۷۹۹] مراد از تبعیت هم این است که عقد با مفهومی که گفتیم وجوداً و عدماً تابع قصد است. در قانون مدنی ذیل ماده ۱۹۰ از این تبعیت تحت عنوان «شرط صحت هر معامله» یاد شده است و به تعبیر برخی بزرگان فقه[۸۰۰] مراد از تبعیت این است که قصد در تحقق عقد مؤثر است. عنصر سوم یعنی قصد نیز چنان­که دیدیم باید شرایطی داشته باشد. قصد از جمله باید ابراز شود، توجه به لفظ و معنای لفظ وجود داشته باشد، مغایرتی میان معنای مقصود از لفظ و عمل حقوقی مقصود وجود نداشته باشد، مخالف احکام و قواعد امری نباشد، در چهارچوب محدودیت­های قصد صادر شده باشد.
۵- مراد از قصد در قاعده العقود تابعه للقصود، قصد ظاهری و یا به تعبیری قصد ابراز شده است. به­اعتقاد برخی حقوق­دانان، فقها این قاعده را در حوزه نظریه اراده ظاهری اعمال می­ کنند، بنابراین معنی قصد در قاعده فقهی مزبور قصد باطنی نیست بلکه قصد مکشوف به­کاشف، یعنی اراده ظاهری یا مدلول ایجاب و قبول است.[۸۰۱] تفصیل نظریه اراده باطنی و ظاهری را به مبحث اقسام اراده (مبحث نخست گفتار آتی) وا­می­گذاریم و در این مختصر تنها متذکر این نکته می­شویم که مراد از اراده ظاهری در این قاعده این است که عقود تابع منویّات و نیّات درونی اشخاص نیست، بلکه تابع اراده­ای است که در خارج ابراز شده است و این مسأله اعم از نظریه حاکمیت اراده ظاهری یا باطنی است. به دیگر سخن نیّات و مقاصد درونی اشخاص مادام که ابراز نشوند، پا به جهان حقوق نمی­گذارند. البته بعد از ابراز، این­که مراد از قصد ابراز شده چه می­باشد؟ بحث از حاکمیت اراده ظاهری و یا باطنی به میان می ­آید. لذا چنان­که خواهیم دید این­که برخی حقوق­دانان از لزوم ابراز قصد در این قاعده، حاکمیت اراده ظاهری را استخراج می­ کنند، نمی ­توانند در کشف حقیقت قرین توفیق باشند.
۶- ضمانت اجرای عدم تبعیّت عقد از قصد چه می ­تواند باشند؟ طبق تحلیل روانی و حقوقی اراده دیدیم قصد مفهومی منجّز و قاطع می­باشد و لذا یا وجود دارد و یا ندارد و شقّ سومی تحت عنوان قصد معیوب وجود ندارد. طبق این تحلیل ضمانت اجرای تخلّف از رضا می ­تواند عدم نفوذ (فقدان رضا) و یا خیار فسخ (عیب رضا) باشد. اما ضمانت اجرای تخلّف از قصد منطقاً باید یک چیز باشد، چرا­که قصد یا وجود دارد (صحت) و یا وجود ندارد (بطلان). قصد به­مانند رضا نمی­تواند از وجود معیوب و حداقلی برخوردار باشد و لذا ضمانت اجرای خیار فسخ به­لحاظ تحلیلی نمی­تواند توجیه منطقی برای تخلّف از قصد باشد. به همین دلیل است که در موردی که عقد نسبت به قسمتی از موضوع آن باطل باشد (موضوع ماده ۴۴۱ قانون مدنی) عده­ای از فقها[۸۰۲] عقد را باطل دانسته ­اند. ایشان یکی از دلایل باطل بودن چنین عقدی را عدم تبعیت عقد از قصد برشمرده­اند؛[۸۰۳] چرا­که قصد بر این بوده است که عقد نسبت به تمام موضوع معامله و نه نسبت به قسمتی از آن منعقد شود. این استدلال منحصر به این مسأله نشده است و در جاهای دیگر از جمله مفسد بودن شرط فاسد نیز به­کار رفته است.[۸۰۴]
اما چنان­که می­دانیم مشهور فقها ضمانت اجرای تبعّض صفقه و نیز شرط فاسد را نه بطلان که خیار فسخ دانسته ­اند و قانون مدنی نیز که نوعاً برگرفته از آراء مشهور فقهای امامیه است در مادتین ۴۴۱ و ۲۳۵ قائل به خیار فسخ شده است.
وانگهی علاوه­بر­این موارد در موارد متعددی در فقه ضمانت اجرای تخلّف از قصد، حق فسخ بر شمرده شده است.[۸۰۵] چگونه می­توان این آراء را با آراء سابق که مبتنی بر تحلیل اراده بودند جمع کرد؟ چنان­که می­دانیم فقها بسته به متعلّق قصد برای آن، دو ضمانت اجرای بطلان و خیار فسخ پیش بینی کرده ­اند. هرگاه ارکان و اجزاء اساسی متعلَّق قصد باشد و تخلّف از قصد رخ دهد، ایشان حکم به بطلان می­ کنند؛ در­حالی­که هرگاه در امور فرعی و غیر اساسی از قصد تخلّف شود، حکم به خیار فسخ می­ کنند.[۸۰۶] به نظر می­رسد با تدقیق در استدلال­های فقها درخصوص دو حکم فوق، بتوان به­راحتی این تنافر و تنافی ظاهری را برطرف کرد. توضیح آن­که قصد در هر عمل حقوقی به­منزله عمود خیمه و رکن رکین آن عمل حقوقی تلقّی می­ شود. با فقدان قصد، عمل حقوقی باطل می­ شود. متعلَّق قصد و آن چیزی که معامل را به سمت معامله می­کشاند، امور اساسی و مهم است و نه مسائل فرعی و جزئی که اگر­چه آن­ها نیز می­توانند متعلَّق قصد قرار بگیرند ولیکن نقش اساسی و تعیین­کننده ­ای در تصمیم سازی و انشاء ندارند. بنابراین تخلّف قصد از این امور فرعی، منطقاً نمی­تواند اثر تخلّف قصد از ارکان و اصول را به­همراه داشته باشد. آن­چه از تحلیل اراده و مفاد قاعده العقود تابعه للقصود قابل درک است این است که اعمال حقوقی باید از قصد تبعیّت کنند و درصورت عدم تحقق مراد و مقصود اصلی معامل، به­خاطر فقدان قصد معامله باطل است. لیکن این­که آیا اگر قسمتی از مراد و مقصود معامل که اصل هم نیست محقق نشود، باید حکم به بطلان کرد نیاز به دلیل و مستند خاص دارد که ما چنین دلیل و مستندی را سراغ نداریم. وانگهی درصورت شک در حکم بطلان یا صحت، حسب اصل استصحاب و نیز اصاله الصحه حکم به صحت معامله به­معنای اعم می­دهیم؛ و البته از باب مخدوش بودن رضا، حکم خیار فسخ مستقر می­گردد. برخی از حقوق­دانان در توجیه مسأله با اشراف بر موضوع، تقریر ویژه­ای را ارائه داده­اند. ایشان می­فرمایند رضا پس از سنجش و ارزیابی معامله حاصل می­ شود. در این ارزیابی، همه خصوصیات معامله، اعم از… مورد بررسی قرار می­گیرد. بنابراین اصولاً همه خصوصیات مذکور در پیدایش رضا در معامله مؤثر خواهد بود و رضا را می­توان وابسته و متکی به این خصوصیات دانست… هر­چند حرکت اراده در جهت انشاء با همه خصوصیات مزبور مرتبط نیست، بلکه منحصراً مربوط به امور اساسی عقد می­باشد.[۸۰۷]
به­نظر می­رسد چه مانند این استاد بگوییم قصد اصولاً و منحصراً مربوط به امور اساسی عقد می­ شود و چه معتقد باشیم که متعلَّّق قصد امور فرعی نیز می ­تواند باشد ولیکن ضمانت اجرای آن خیار فسخ و نه بطلان می­باشد؛ در هر دو حال در مسیر کشف حقیقت قدم گذاشته­ایم و فرق چندانی نمی­کند. اکنون باید دید چه مسائلی جزو ارکان و اصول هستند و چه مسائلی امور فرعی و جزئی تلقّی می­شوند؟ ملاک و ضابطه تفکیک این دو دسته چیست؟
۷- مسأله اصلی و فرعی بودن مختص اجزاء تشکیل­دهنده یک عقد نمی ­باشد، بلکه این مسأله درخصوص اوصاف، شروط و قیود هر عقدی قابل طرح است. نخستین راه حلی که به ذهن می­رسد این است که برای تشخیص اصلی و فرعی بودن موضوع قصد، به اراده واقعی معامل رجوع کنیم و هر آن­چه او اصلی و تعیین­کننده دانست، اصلی بدانیم و تخلّف از آن­را باعث بطلان اعلام کنیم. اما این راه حل که به نظریه شخصی[۸۰۸] هم معروف شده است، نمی­تواند مورد قبول باشد؛ چرا­که نه­تنها مصلحت­هایی مانند نظم عمومی قراردادها و استحکام آن­ها با چالش مواجه می­ شود بلکه همیشه این احتمال که ذینفعِ ادعای اشتباه می ­تواند در پی سوء استفاده از ادعای خویش باشد و هر مسأله فرعی را اصلی قلمداد کند، می ­تواند به­راحتی عدالت و انصاف قراردادی را به بازی بگیرد. در حقوق ما نظریه شخصی کمتر مورد استقبال واقع شده است و حتی برخی فقهای معاصر به­صراحت اعلام می­دارند مقاصد شخصی افراد هیچ تأثیری در مانحن­فیه ندارد.[۸۰۹] در حقوق فرانسه پوتیه و سپس کاربونیه از جمله طرفداران این نظریه می­باشند.[۸۱۰]
در مقابل عده­ای معتقدند برای تشخیص اصلی و فرعی بودن موضوع قصد باید به عرف توجه داشت؛ چرا­که نه­تنها استحکام معاملات دستخوش تزلزل نمی­ شود، بلکه راه سوء استفاده بر مدعی اشتباه نیز بسته می­ شود. این تفکر نیز که به نظریه نوعی[۸۱۱] معروف شده است، مورد انتقاداتی قرار گرفته است. عمده انتقاد مخالفین این است که کشف اراده متعاقدین و نه چیز دیگری مانند نظر عرف، اهمیت دارد. از­همین­رو ملاک و ضابطه جدیدی که در برگیرنده هر دو مصلحت فردی و اجتماعی بود می ­بایست ظهور کند. نظریه مختلط، این ملاک جدید را به ارمغان آورد.[۸۱۲] در نگاه اولیه شاید به نظر برسد که فقهای امامیه نظریه نوعی را برای تشخیص اصلی و فرعی بودن موضوع عقد برگزیده­اند ولیکن با تعمّق در آراء ایشان به این نتیجه می­رسیم که ایشان برای حفظ هر دو مصلحت به نظریه مختلط اعتقاد دارند. تعبیر سیّد محمد کاظم طباطبایی، شارح گران­قدر مکاسب شیخ، در طرح ضابطه نوعی که می­فرمایند «لو علم من قصدهما القیدیه جدّاً لا تعدّد المطلوب، بحیث لا یکونان راضیین الّا مع الوصف، کان البیع باطلا لانه راجع الی تعلیق سواء کان فی الواقع متصفاً ام لا لانه یرجع الی انه باعه ان کان کذا والا فلا»،[۸۱۳] از جمله دلایلی است که برای نظریه مختلط می­توان به آن استناد جست. در این مختصر به ضابطه و ملاک مطرح در فقه تحت عنوان «تعدّد و وحدت مطلوب»، که در بیان سیّد محمد کاظم طباطبایی هم به آن اشاره شد، می­پردازیم.
با استقصای در متون فقهی درخصوص کشف ملاک و ضابطه اصلی و فرعی بودن موضوع قصد، دو قاعده که به نظر می­رسد هر دو بیان یک ضابطه و ملاک است، به­دست می ­آید. نخست قاعده این­همانی یا هوهو است که بر اساس آن هرگاه موضوع قصد، اصلی و اساسی باشد این همانی صادق است؛ اما اگر نباشد موضوع قصد فرعی و غیر­ اساسی می­باشد. لازم به ذکر است برای صدق این همانی میان «ما قُصِد» و «ما وَقَع» قضاوت عرفی کافی است و نیازی به­دقت­های عقلی و فلسفی وجود ندارد.[۸۱۴] مفاد قاعده این­همانی با بیانی دیگر تحت عنوان «وحدت مطلوب» در کتب فقهی بیان شده است. بر­این­اساس هرگاه مقصود (ما قُصِد) و واقع (ما وَقَع) مطلوب واحدی را تشکیل دهند به­نحوی­که با انتفای یکی دیگری نیز منتفی شود، اصطلاحاً می­گویند مورد از موارد وحدت مطلوب است. در موارد وحدت مطلوب اگر میان مقصود و واقع اختلاف شود، معامله باطل است چرا­که ملاک وحدت مطلوب برای تشخیص اجزای اساسی و مهم به­کار می­رود. در برابر وحدت مطلوب، ما شاهد اصطلاح تعدّد مطلوب هستیم. هرگاه ما دو مطلوب متعدّد و متفاوت داشته باشیم که درصورت تخلّف از مطلوب دوم، به مطلوب اول لطمه­ای وارد نشود، مورد از موارد تعدّد مطلوب محسوب می­ شود.[۸۱۵]
بحث تعدّد و وحدت مطلوب قابل صدق بر اوصاف، شروط و قیود هم است. بنابراین اگر میان موصوف و وصف، مشروط و شرط و یا مقیّد و قید این­همانی و وحدت مطلوب وجود داشته باشد آن وصف و شرط و قید، اصلی و اساسی است و تخلّف از آن باعث بطلان است. در ­غیر ­این صورت یعنی درصورت تعدّد مطلوب، تخلّف از آن وصف، شرط و یا قید تنها باعث خیار فسخ می­ شود. ارائه ملاک و ضابطه وحدت و تعدّد مطلوب و این­همانی اگر­چه باعث تسهیل کشف اصلی و فرعی بودن موضوع قصد می­باشد، ولیکن نمی­تواند مشکل را از اساس حل کند؛ چرا­که هنوز تشخیص وحدت و تعدّد مطلوب و یا این­همانی و تطبیق آن­ها بر موارد خارجی به‌عنوان یک مشکل، محققین را به چالش می­کشاند. تمسک به نظریه­ های شخصی، نوعی و مختلط درواقع برای حل این مشکل مفید می­باشد. در قسمت­ های بعدی رساله این بحث را به­تفصیل پی­خواهیم گرفت و اکنون فصل­الخطاب این مبحث را به تطبیق قاعده «العقود تابعه للقصود» بر اشتباه اختصاص می­دهیم.
۸- چنان­که گذشت ضمانت اجرای عدم تبعیت عقد از قصد می ­تواند بطلان و یا خیار فسخ باشد. تقریراتی که در توجیه این دو ضمانت اجرا بیان گشت (فقره ۶) ولو با اندک اختلافی در بیان، به­راحتی قابل تطبیق بر اقسام سه­گانه اشتباه (اشتباه بی­اثر، موجب خیار و مبطل) می­باشد. مستند کردن احکام انواع اشتباه به مفاد مختلف قاعده العقود تابعه للقصود به­منزله تکیه کردن بر مبانی مستحکم فقهی، احترام به پیشینه پر غنای حقوق ایران و کام­جویی از این ذخایر ارزشمند می­باشد. به­ طور­کلی اشتباهات سه­گانه با توجه به مفاد قاعده مزبور به­ صورت زیر قابل تفکیک هستند.
الف- اشتباه موجب بطلان: اشتباه در نوع و ماهیت عقد به­خاطر تخلّف عقد از قصد (در معنای اول قاعده) باعث بطلان معامله می­ شود. اشتباه در خود موضوع معامله و یا اوصاف اساسی و جوهری آن نیز از جمله اشتباهاتی است که موجب بطلان معامله می­ شود. اشتباه در این موارد درواقع باعث تخلّف اصول و ارکان عقد از قصد (معنای سوم قاعده) می­باشد.[۸۱۶] اشتباه در شخص طرف قرارداد و نیز اوصاف اساسی او نیز به­مانند اشتباه نوع اخیر از علل بطلان و تخلّف اصول و ارکان عقد از قصد می­باشد. درواقع هرگاه بر حسب قواعد و ضوابط مطرح (این­همانی و وحدت مطلوب) در اثر اشتباه میان قصد و یک جزو، وصف، شرط و قید اساسی اختلافی حاصل آید، برحسب دلالت قاعده العقود تابعه للقصود باید حکم به بطلان کرد.
ب- اشتباه موجب خیار فسخ: چنان­که گذشت ضمانت اجرای قاعده العقود تابعه للقصود منحصر در بطلان نیست و بلکه این ضمانت اجرا می ­تواند خیار فسخ باشد. توجیه تحلیلی این ضمانت اجرا در فقره ۶ بیان شد و اکنون باید گفت هرگاه اشتباه در اجزاء، اوصاف، شروط و قیود غیر ­اساسی واقع شود، به­خاطر معیوب شدن رضا، معامله قابل فسخ است.[۸۱۷] در این نوع اشتباه اگر­چه بخشی از قصد مورد تخلّف واقع شده است، که ما از آن به عیب رضا تعبیر می­کنیم، اما اساس قصد مورد خدشه واقع نشده است.
ج- اشتباه بی­اثر: اگر اشتباه در غیر موارد فوق واقع شود یعنی نه در ارکان و نه در فروع، قصد نه به شکل کامل (بطلان) و نه به شکل جزئی (خیار فسخ) تهدید نشده است و لذا هیچ اثری در صحت و کمال عقد ندارد.
مبحث دوم: تجارت عن تراض
قرآن کریم در آیه ۲۹ سوره نساء می­فرمایند «یا أیها الذین آمنوا لاتأکلوا أموالکم بینکم بالباطل إلّا أن تکون تجاره عن تراضٍ منکم و لا تقتلوا أنفسکم ان الله کان بکم رحیماً». این آیه شریفه در طول تاریخ فقه، به انحای مختلفی مورد توجه فقها بوده است. شیخ طوسی، امام الطایفه، در «الخلاف» درخصوص جواز و حلّیت بیع یک درهم و یک لباس در مقابل دو درهم و یا یک دینار و یک لباس در مقابل دو دینار برای رفع شبهه ربا از جمله به استناد این آیه حکم به حلیّت این بیع داده است.[۸۱۸] ایشان در المبسوط هم درخصوص حرمت غصب علاوه­بر دلیل عقل به این آیه استناد جسته­اند.[۸۱۹] این فقیه بزرگ علاوه­بر­ این حلّیت و حرمت، در جایی دیگر نیز برای اثبات صحت بیع به این آیه استناد جسته است.[۸۲۰]
بزرگان دیگر نیز برای حلیّت و صحت و حرمت معاملات به این آیه استناد جسته­اند. ابن زُهره در غنیه النزوع برای حلیّت (صحت) بیع اشیاء غائب،[۸۲۱] الفاضل الآبی در کشف الرموز درخصوص جواز و صحت مبادله دو کالای هم جنس که مکیل و موزون نیستند[۸۲۲] و محقق کَرَکی در جامع المقاصد درخصوص عدم جواز (حرمت) رجوع واهب بعد از اقباض عین موهوبه درصورتی­که متهب از خویشان باشد، به این آیه استناد جسته­اند.[۸۲۳] باید دید آیا این آیه دلالت بر بطلان و یا خیار فسخ هم می ­تواند داشته باشد؟ چنان­که دیدیم علّامه حلّی شرط فاسد را مفسد عقد هم می­دانست. به­اعتقاد ایشان شرط قسمتی از ثمن است و با تحقق و عدم تحقق شرط قسمتی از ثمن دچار نقصان می­ شود و هنگامی­که شرط باطل شد، ما­به­ازای آن شرط، از ثمن هم باطل می­ شود و این ما­به­ازای نامعلوم است و لذا این جهل و نامعلومی به ثمن هم سرایت می­ کند و باعث بطلان بیع می­ شود. جالب این­جا است که ایشان در توجیه بطلان چنین بیعی به این آیه شریفه استناد می­جویند.[۸۲۴] ایشان همچنین در تذکره الفقها برای بطلان عقودی که در آن­ها شروط مخالف مقتضای عقد گنجانده می­ شود، به این آیه استناد کرده ­اند.[۸۲۵]
شاید گفته شود هنگامی­که این آیه دلالت بر حرمت و نهی می­ کند منطقاً دلالت بر بطلان هم می­ کند چراکه حسب قاعده «دلاله النهی علی الفساد» هر نهی و حرمتی دلالت بر بطلان هم دارد. وانگهی برخی محققین به­صراحت گفته­اند این آیه دلالت بر حرمت اکل به باطل دارد و دلالت آن بر بطلان معامله فاقد رضا، از باب دلالت حکم تکلیفی (حرمت اکل مال به باطل) بر حکم وضعی می­باشد.[۸۲۶]
به­نظر می­رسد دلالت نهی بر فساد درخصوص عبادات می­باشد و در معاملات صرفِ نهی، دلیل بطلان نمی ­باشد. یکی از فقها معاصر ضمن این­که بیان می­دارد «معنی القاعده هو أن النهی فی العبادات یوجب الفساد» درخصوص مدرک قاعده از جمله به انتفای قصد تقرّب استناد می­جویند.[۸۲۷]
بدیهی است در معاملات قصد تقرّب شرط نیست به­نحوی­که اگر این قصد منتفی شد آن معامله هم باطل گردد. البته شاید برای توجیه و تکمیل بیان این محقق که درصدد تبیین نحوه دلالت آیه شریفه بر بطلان معاملات فاقد رضا است بتوان به­نحوی دیگر استدلال کرد. چنان­که می­دانیم مقتضی نهی در عبادات، بطلان عبادت است ولیکن درخصوص معاملات، اصل عدم دلالت نهی بر بطلان است. آیه شریفه می­فرماید اموال خویش را میان خود به­نادرستی نخورید مگر درصورت رضایت. مستفاد از آیه این است که معاملات مبتنی بر رضایت، منهیّ عنه نیست ولیکن معاملات بدون رضایت منهیّ عنه و حرام است. این­که آیا این حرمت و عدم جواز دلالت بر بطلان می­ کند؟ و این­که آیا بر فسخ نمی­تواند دلالت داشته باشد؟ مستلزم تحقیق و تدقیق بیشتری است ولیکن در این­که اگر معامله­ای با رضایت کامل واقع شود، آن معامله صحیح و نافذ است، جای هیچ شک و شبهه­ای وجود ندارد.

نظر دهید »
مسئولیت کیفری و عوامل رافع مسئولیت کیفری- قسمت ۱۲
ارسال شده در 21 مهر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

ملاحظه می گردد که برابر قانون مجازت اسلامی خواب رافع کامل مسئولیت نیست بلکه قتل را تبدیل به خطای محض می نماید که پرداخته دیه نیز بر عهده عاقله است.
۴- خواب مغناطیسی: حرکت در خواب میتواند طبیعی یا تحت تاثیر نورهای مصنوعی بنام هیپنوتیزم یا خواب مصنوعی باشد فرض مانورهای هیپنوتیزم که منجر به ارتکاب جرائم شوند بیشتر جنبه تئوری دارد و کمتر شواهد عملی وجود دارد.
همان بحث و اختلاف نظر در مورد خواب طبیعی در اینجا نیز وجود دارد. یعنی اینکه شخص هیپنوتیزم شده را نمی توان بر خلاف میل باطنی وادار به ارتکاب جرم نمود۱.
به هرحال اگر شخص هیپنوتیزم شود از قدرت شخص هیپنوتیزم کننده و از مقصود وی برای وادار نمودن به ارتکاب جرم بی اطلاع باشد از لحاظ جزایی غیر مسئول و شخص اخیر بعنوان سبب اقوی از مباشر (یا مباشر معنوی جرم) قابل مجازات است ولی در صورت اطلاع از قصد مجرومانه وی با وحدت قصد، یا حتی اگر قصد وی قابل پیش بینی باشد و شخص خود را در اختیار وی بگذارد بعنوان شرکت یا معاونت در جرم عمد و یا غیر عمدی (در صورت قصور) قابل تعقیب است.
پایان نامه
دوم – جنون اخلاق
مسئله جنون اخلاقی یکی از مسائل دقیق حقوق جزا است و دانشمندان در مورد مفهوم واقعی جنون اخلاقی اتفاق نظر ندارند. بطور کلی مجنون اخلاقی یا به اصطلاح قانون جزای ایتالیا مجرم دارای تمایلات غریزی یا مفسد اخلاقی کسی است که در او قوای عاقله و ارادی وجود دارد ولی در او حس تشخیص اخلاقی وجود ندارد. او کم و بیش قادر به تشخیص خوب از بد است ولی برخلاف افراد معمولی که بسوی عمل خوب کشانده می شوند قوه ای او را بسوی بدی می کشاند.
دیوانگان اخلاقی بیش از پیش خطرناک هستند زیرا از یک طرف در آنها رقت و ترس و پشیمانی وجود ندارد و از طرف دیگری که ضعیف نفس و اغلب نقش سردستگی باند جنایت کاران را بر عهده
می گیرند این مجرمین به سختی قابل اصلاح هستند و قسمت عمده ای از جنایتکاران را تشکیل می دهند.
از لحاظ مسئولیت، ما مواجه با کسی هستیم که بطور غیر قابل مقاومت به سوی بدی کشانده
می شوند و به نظر میرسد که عدالت خواهی ایجاب مینماید که او را غیرمسئول اعلام نمائیم چون آنها آزاد نیستند و غیر از آنچه می کنند نمی توانند بکنند.
ولی از آنجائیکه آنها کم و بیش قدرت مقابله با بدی دارند باید آنها را مجازات نمائیم اعمال مجازات در مورد آنها هم از نظر اخلاقی قابل توجیه است و هم وسیله ای برای دفاع از اجتماع است زیرا آنها قادر به درک مجازات هستند و مجازات در آنها دارای اثر ارعابی است زیرا می توانند از آثار زجرآور آن بترسند.
بطور کلی در پذیرش جنون اخلاقی بعنوان یک عامل عدم مسئولیت بایستی با احتیاط کامل عمل کرد زیرا از طرفی دیوانه اخلاقی با توجه به اینکه از قوای عقلانی وارادی بطور کامل برخوردار است به سادگی می توان وضع واقعی خود را مخفی نماید در عین حال مرتکب جرایم خطرناکی برعلیه جامعه گردد.
باز در اینجا بهترین راه حل مانند مورد اشخاص نیمه دیوانه ، نگاه داری این مجرمین در تأسیساتی که همزمان دارای خصیصه مجازاتی و معالجه ای هستند باشد.
سوم – دیوانگی ناشی از مصرف بی رویه مشروبات الکلی و مواد مخدر (مستی)
مسمومیت ممکن است ناشی از نوشیدن مواد والکل باشد که آنرا مستی عمومی می گویند و با تمام
کوشش های بهداشتی وقانون که برای مبارزه با آن انجام میشود باز بسیار رایج است .
مسمومت دیگر از اعتیاد یا استعمال مواد مانند مرفین، کوکائین، هشیش یا ترکیبات دیگر مواد مخدر می باشد.
۱- مسمومیت الکلی: مستی ناشی از نوشیدن مشروبات الکلی یکی از معضلات بزرگ اجتماعی است و باید موارد مختلف را از هم تشخیص داد. الکلی های مزمن که با نوشیدن مداوم و طولانی آن به حال دیوانگی الکلی (یا هزیان مستی) رسیده اند. این دسته از افراد جزء دیوانگان مذکور در ماده۱ قانون مجازات اسلامی محسوب می شود.
- مسئله مهم و متداول اجتماعی مواردی است که انسان در اثر نوشیدن الکل بطور موقت عقل خود را از دست داده و مرتکب جرم شرب خمر مسکر نموده باشد دراین صورت نه تنها مستی عامل عدم مسئولیت یا تخفیف آن است نیست بلکه کیفیت مشدده به حساب می آید زیرا حاکی از سبق تصمیم مجرم برای ارتکاب جرم است .
به موجب ماده ۳۷ قانون مجازات عمومی ۱۳۵۲ مستی حاصل بر اثر استعمال اختیاری مواد مذکور به منظور ارتکاب جرم بوده مرتکب به حداکثر مجازات محکوم می گردد.
برابر ماده ۵۳ قانون مجازات اسلامی اگر کسی بر اثر شرب خمر، مسلوب الاراده شده لیکن ثابت شود خمر به منظور ارتکاب جرم بوده است جرم علاوه بر مجازات استعمال شرب خمر مجازات جرمی که مرتکب شده است نیز محکوم خواهد شد.
ملاحظه می گردد که در این ماده اگرچه قانون گذار مانند سابق در مقام تشدید مجازات در مورد مجرمین بوده که به منظور بالا بردن جسارت وجرائت در خود مواد الکلی استفاده نموده که به مجازات شرب مسکر و مجازات جرمی که مرتکب شده محکوم خواهد شد که چنین محکومیتی بدیهی است چون از مصادیق تعدد جرم است واحتیاجی به حکم جدا گانه ندارد۱.
- اشتباه و اجبار واکراه در نوشیدن مسکر. اگر برعکس شخص بدون آنکه به خصیصه سکر آوری نوشیدن واقف باشد آنرا نوشیده باشد و یا به جای نوشیدنی دیگر می نوشد و یا بالاخره در اثر اجبار وادار به نوشیدن و در تحت تاثیر آن مرتکب جرائمی شود ، در اینصورت مستی زائل کنند عنصر معنوی
جرم است.
ماده ۳۸ قانون مجازات عموم سابق جرائم ارتکابی تحت تأثیر استعمال اجباری مشروبات الکلی و مواد مخدر را برحسب اینکه باعث از دست دادن کامل یا نسبی قوه عقلانی واراده شده بود موجب معافیت کامل و یا معافیت نسبی مجازات قرار داده بود۲.
در قانون مجازات اسلامی این مقرارات تکرار نشده اند و باید راه حل را در مقررات مربوط به جنون جستجو کرد اما در بحث شرب مسکر مقررات در مورد اشتباه و اکراه در استعمال مسکر پیش بین شده است. به موجب ماده ۱۶۶ قانون مجازات اسلامی مسکر بر کسی ثابت می شود که بالغ و عاقل و مختار و آگاه به مسکر بودن و حرام بودن آن باشد.
به موجب تبصره یک: در صورتیکه شرابخوار جهل به حکم یا موضوع باشد و صحت دعوای وی محتمل باشد محکوم به حد نخواهد شد در این موارد در مورد زائل شدن مسئولیت جرم شرب مسکر در اثر اکراه و اجبار و اشتباه ، تعیین تکلیف شده است ولی در مورد سایر جرایم ارتکابی در تحت تاثیر چنین حالتی، مانند قانون سابق حکم خاصی پیش بینی نشده و می بایستی به مواد کلی دیگر متوسل شد.
- جرائم ناشی از مستی و استعمال مواد مخدر آگاهانه مشکل ترین و متاسفانه متداولترین مسئله در مورد جرائم ناشی از مستی استعمال مواد الکلی (همچنین مواد مخدر) بوسیله افرادی است که کاملاً از خاصیت سکرآوری آن آگاهند و آنرا بخاطر لذت کاذب صرف میکنند بدون آنکه قصد ارتکاب جرم داشته باشند ولی در حالت مستی مرتکب جرائمی می شوند که اگر در حالت طبیعی بودند هرگز مرتکب آن اعمال نمی شدند دکترین کلاسیک از مدتها قبل براین نظر بوده است که اگر مستی کامل باشد بطوریکه از شخص مست بطور کامل اراده سلب شده باشد نمی تواند بعنوان قتل و ضرب و جرح عمد مورد مجازات قرار گیرد بلکه فقط می تواند به اتهام جرائم غیر عمد مورد سرزنش واقع شود چون اراده یکی از اجزاء تشکیل دهنده است و در مورد این اشخاص اراده و جنون ندارد.
ولی امروز تئوریهای جدید ارائه می شود و یا در حال تکوین است و تشکیل انجمنها و گروه های فشار متشکل از قربانیان جرائم ناشی از مستی هم بر قانونگذاری و هم رویه قضایی تاثیر به سزایی گذاشته است و یک سیستم جزائی شدیدتری را نسبت به این دسته از مجرمین به وجود آورده است.
یکی از این تئوریها بر این اساس است که کسیکه بوسیله خطای قبلی خود را مست نموده باید با او مثل افرادی که از لحاظ روانی سالم هستند رفتار شود.
برخی دیگر از مؤلفین اظهار نظر کرده اند که از لحظه ای که فرد شرب مسکر می نماید شروع به جرم تلقی می شود ولی در این صورت شروع به جرم مفهوم بسیار وسیعی بهم میزند.
بهترین استدلالی که در این مورد ارائه شده است توسل به تئوری جرم با سوء نیت احتمالی است. این دانشمندان چنین استدلال می نمایند که فردی که مرتکب خطای مست کردن خود می گردد باید جرائمی را که ممکن است از عمل او حاصل شود پیش بینی نماید و احتمال بدهد بنابراین باید فرض کرد که این جرایم را با سوء نیت احتمالی یا خطای بزرگ مرتکب شده است ولو آنکه واقعاً ارتکاب آنها را نخواسته است.
مورد، قابل قیاس با خلبانی است که با علم به نقص فنی هواپیما آنرا به پرواز در می آورد. در اینصورت سقوط احتمالی هواپیما قابل پش بینی است ولی خلبان چنین نتیجه ای را نمی خواهد.
البته باید دانست که مسئولیت ناشی از سوء نیت احتمالی هرگز به درجه سوء نیت عمد نمی رسد و در حد فاصل بین عمد و غیر عمد قرار دارد این استدلالات در رویه قانون گذاری و رویه قضایی کشورهای خارجی تاثیر گذاشته است۱.
متأسفانه در قانون مجازات اسلامی در بحث کلیات مسئولیت جزایی جز ماده ۲۸ که مربوط به استعمال مواد الکلی به منظور ارتکاب جرم است مقررات دیگری وجود ندارد. اما در بحث قتل عمد ماده ای وجود دارد که می تواند اساس استنباط حکم در کلیه جرایم دیگر قرار دهد.
به موجب ماده ۲۲۴ قانون مجازات اسلامی قتل در حال مستی موجب قصاص است مگر آنکه ثابت شود که در اثر مستی به کلی مسلوب الاختیار بوده و قصد از او سلب شده است و قبلاً برای چنین عملی خود را مست نکرده باشد… .
بطوریکه ملاحظه می شود در این سه حکم مستقلی پیش بینی شده:
حکم اول آنکه به طور کلی مستی وقتی غیر مترقبه یا ناشی از قوه قاهره نباشد نه مسئولیت را از بین می برد و نه موجب تخفیف مجازات می شود۳,۲.
حکم دوم که در قسمت آخر ماده ذکر شده مربوط به کسی است که خود را برای ارتکاب قتل مست نموده باشد که در آن صورت به موجب ماده ۲۸ هم زمان به مجازات شرب مسکر و قتل محکوم می شود.
حکم سوم که اساس پیش بینی این ماده است موردی است که ثابت شود که مجرم در اثر مستی به کلی مسلوب الاختیار و قصد از او سلب شده است(و قبلاً هم برای ارتکاب قتل خود را مست نکرده باشد.)
قانون گذار حکم قضیه را تصریحاً معلوم ننموده ولی با توجه به قسمت اول ماده که می گوید قتل در حال مستی موجب قصاص است مفهوم مخالف (مگر اینکه) این است که قتل در چنین حالتی موجب قصاص نیست ولی البته دیه بایستی پرداخت شود.
ملاحظه می گردد با وصف اینکه قتل با توسل به ارتکاب فعل حرام (شرب مسکر) ارتکاب یافته است مرتکب قصاص نمی شود زیرا حقوق اسلام نسبت به لزوم عنصر معنوی جرم از گذشته بسیار دور آگاه بوده است و در کلیه جرایم بلوغ و عقل اختیار را از شرایط اصلی ارتکاب جرم دانسته است و در این صورت، یعنی زمانیکه مستی به کلی شخص را مسلوب الاختیار نموده و قصد را از او سلب نموده است اراده که جزئی از عنصر معنوی جرم است وجود ندارد و قتل عمد تحقق نمی یابد.
ضمناً بر اثر برانگیخته شدن افکار عمومی بر علیه کسانی که در حین رانندگی در حالت مستی مرتکب قتل و ضرب و جرح دیگران می شوند و به خصوص در اثر فشارها انجمن ها و گروه های متشکل از خانواده هایی که عزیزان خود را در این گونه حوادث از دست داده اند مقررات نسبتاً شدیدی در قوانین جزایی اغلب کشورها پیش بینی و مستی کیفیتی مشدده برای قتل و جرح غیر عمد ناشی از رانندگی قرار داده شده و هم چنین صرف رانندگی در حالت مستی جرمی مستقل به حساب آمده است.
به موجب ماده ۷۱۴ قانون مجازات اسلامی اخیر التصویب هر گاه بی احتیاطی یا بی مبالاتی یا عدم رعایت نظامات دولتی یا عدم مهارت راننده (اعم از وسایل نقلیه زمینی یا آبی یا هوایی) یا متصدی وسیله موتوری منتهی به قتل غیر عمدی شود مرتکب به ۶ ماده تا سه سال حبس و نیز پرداخت دیه در صورت مطالبه از ناحیه اولیای دم محکوم می شود۱.
مواد ۷۱۵ تا ۷۱۷ برای ضرب و جرح هایی که منتهی به مرض جسمی و دماغی غیر قابل علاج ، از بین رفتن یکی از حواص از کار افتادن عضوی از اعضاء ، سقط جنین، نقصان یا ضعف دائمی یکی از حواص، وضع حمل قبل از موعد می شوند ، علاوه بر پرداخت دیه در صورت مطالبه مجازاتهایی نیز پیش بینی نموده اند.
ماده ۷۱۸ همان قانون جهات تشدید مجازات را در جرایم رانندگی پیش بینی و یکی از این جهات مستی است. به موجب این ماده در موارد فوق (مواد ۷۱۴ تا ۷۱۷) هرگاه راننده یا متصدی وسایل موتوری در موقع جرم مست بوده یا پروانه نداشته است یا زیادتر از سرعت مقرر حرکت می کرده است یا آنکه دستگاه موتوری را با وجود نقص و عیب مکانیکی موثر در تصادفات بکار انداخته یا در محلهایی که برای عبور پیاده رو علامت مخصوص گذارده شده است، مراعات لازم ننماید و یا از محل هایی که عبو راز آن ممنوع است رانندگی نموده به بیش از دو سوم حداکثر مجازات مذکور در مواد فوق محکوم خواهد شد. دادگاه می تواند علاوه بر مجازات فوق مرتکب را برای مدت یک تا پنج سال از حق رانندگی یا تصدی وسایل موتوری محروم نماید. با توجه به اینکه به موجب ماده ۱۵۳ قانون تعزیرات راننده به بیش از نصف حداکثر مجازات مذکور در مواد فوق محکوم می گردد باید گفت این مقررات از چند لحاظ تشدید شده اند:
اول: اینکه اصل مجازاتهای مقرر برای جرایم رانندگی افزایش یافته اند.
دوم: در موارد تشدید مجازات از بیش از نصف به بیش از دو سوم حداکثر مجازات تشدید یافته است ضمناً دادگاه می تواند علاوه بر مجازات فوق مرتکب را برای مدت یک تا پنج سال از رانندگی محروم کند.
سوم: بلاخره به موجب تبصره ذیل این ماده دادگاه حق ندارد به استناد بند یک ماده ۳ قانون وصول برخی از در آمدهای دولت و مصرف آنها در موارد معین مصوب ۲۸/۱۲/۷۳ مجازات را تبدیل به
جریمه نماید.
اما در قانون ما برای رانندگی در حالت مستی مجازات پیش بینی نشده است صحیح است که خود شرب مسکر طبق قانون مستوجب حد است ولی با توجه به این که اثبات حدود دارای شرایط خاصی است لازم به نظر می رسد که برای رانندگی در حالت مستی که می تواند به هر طریقی غیر از شهادت و اقرار از جمله آزمایشات علمی به اثبات برسد مقررات خاصی پیش بینی گردد.
مسمومیت های ناشی از مواد مخدر- همان اشکالات و همان راه حل های پیشنهاد شده در مورد مستی درباره مسمومیتهای ناشی از مواد مخدر نیز وجود دارد که شبیه نوشیدن الکل است در مورد بعضی از انواع مواد مخدر مانند مرفین هذیان دیگری ناشی از عدم استعمال یا محرومیت از آن حاصل می شود و این هذیان ناشی از محرومیت ممکن است فرد را به سوی ارتکاب جرائمی سوق دهد که می تواند در میزان مسئولیت موثر باشد.
لزوم توسل به اقدامات پیشگیری و معالجه ای بر علیه استعمال الکل و مواد مخدر: اگر چه اعمال مجازاتهایی جزایی در مورد مجرمینی که در تحت تاثیر الکل و مواد مخدر مرتکب جرمی شوند موثر و قابل توجیه است ولی فقط راه حلی موقتی است.
از طرفی در مورد اینگونه مجرمین بایستی بیشتر متوسل به اقدامات معالجه ای شد تا مجازاتی۱، به همین جهت ماده ۷ قانون اقدامات تامینی مصوب ۱۳۳۹ مقرر می دارد:
هرگاه شخصی مرتکب جنحه یا جنایت شده و معلوم گردید اعتیاد به استعمال مواد الکلی دارد و ارتکاب جرم هم ناشی از این عادت است دادگاه ضمن حکم مجازات مقرر دارد مدت معالجه پیش از مدت محکومیت او احتساب شود به هر حال چنانچه مدت لازم برای معالجه بیش از مدت محکومیت باشد مادام که از مجرم رفع اعتیاد به عمل نیامده در مراکز معالجه معتادین نگاهداری خواهد شد.
در مورد اشخاص که معتاد به استعمال مواد مخدر بوده و به ترتیب فوق مرتکب جرم می شوند هر گاه حکم مجازاتی که درباره مجرم قابل اجرا است مربوط به محکومیت او به استعمال مواد مخدر باشد طبق ماده ۹ قانون منع کشت خشخاش و استعمال تریاک مصوب ۱۳۳۸ درباره مجرم عمل خواهد شد و چنانچه حکم مجازات قابل اجرا مربوط به محکومیت او به استعمال مواد مخدره نباشد طبق مقررات این ماده راجع به معتادین به الکل درباره ی مجرم عمل می شود. برابر تبصره ذیل همان ماده «مراکز معالجه مذکور در این ماده باید مخصوص معالجه مجرمین معتاد به استعمال الکل و مواد مخدر باشد و ممکن است مرکز معالجه مزبور در داخل و ضمیمه یکی از کارگاههای کشاورزی یا صنعتی و یا بیمارستانهای دیگر باشد.»
از طرف دیگر جلوگیری از الکلیسم و اعتیاد مواد مخدر مستلزم اقدامات پیشگیری و مبارزه با علل اعتیاد در جامعه است که بحثی طولانی است و جنبه حقوقی ندارد.

نظر دهید »
نقش روابط عمومی در توسعه بانکداری الکترونیک در ایران تحلیل مقایسه‌ای دیدگاه‌های مدیران و کارشناسان- قسمت ۳
ارسال شده در 21 مهر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۲-۲-۱۵-۶-۲- معایب بانکداری الکترونیکی: ۸۰
۲-۲-۱۵-۷- اصول بانکداری الکترونیک ۸۱
۲-۲-۱۵-۷-۱- مشتری مداری: ۸۱
۲-۲-۱۵-۷-۲- ایجاد تنوع درابزارهای خدمات رسانی: ۸۱
۲-۲-۱۵-۸- بانکداری الکترونیک در ایران ۸۲
۲-۲-۱۵-۹- بررسی میزان استفاده از بانکداری الکترونیک در ایران ۸۳
۲-۲-۱۵-۹-۱- ده سال بانکداری الکترونیک به روایت آمار ۸۳
۲-۲-۱۵-۹-۲- ایران و چالشهای نوین صنعت بانکداری الکترونیکی: ۸۴
۲-۳- بخش سوم: نظریه های تحقیق ۸۴
۲-۳-۱- رویکردهای نظری ۸۴
۲-۳-۱-۱- مدلهای چهارگانه گرونیک و هانت ۸۴
۲-۳-۱-۲- نظریه تعالی سازمانی: ۹۱
۲-۴- بخش چهارم: پژوهشهای پیشین ۹۳
۲-۴-۱- تحقیقات داخلی: ۹۴
۲-۴-۲- تحقیقات خارجی: ۹۶
۲-۵- چهارچوب نظری ۹۸
۲-۵-۱- الگوی هانت و گرانیک ۹۸
۲-۵-۲- نظریه تعالی ۹۸
۲-۶- فرایند فرموله کردن متغیرها و مفاهیم تحقیق ۹۹
۳-۱ شمای تحقیق ۱۰۵
۳-۲ بیان سوالها و فرضیه های تحقیق ۱۰۵
۳-۳ تعریف نظری و عملیاتی متغیرها ۱۰۶
۳-۴ روش تحقیق ۱۱۳
۳-۵- تکنیک تحقیق ۱۱۴
۳-۶- جامعه آماری ۱۱۴
۳-۷ برآورد حجم نمونه ۱۱۵
۳-۸- روش نمونه گیری ۱۱۶
۳-۹- واحد تحلیل ۱۱۶
۳-۱۰- رویه جمعآوری اطلاعات ۱۱۶
۳-۱۱- سطح تجزیه و تحلیل اطلاعات ۱۱۷
۳-۱۲- تکنیکهای آماری مورد استفاده در توصیف و تحلیل اطلاعات ۱۱۷
۳-۱۳- محدودیتهای روش شناختی پژوهش ۱۱۷
۳-۱۴- سنجش اعتماد ۱۱۷
۳-۱۵- اعتبار ۱۱۸
مقدمه: ۱۲۳
الف- توصیف یافته‎ها ۱۲۴
جدول شماره ۱- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب اهمیت به روابط‎عمومی به عنوان ابزار فرهنگ‎سازی ۱۲۴
جدول شماره ۲- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تشکیل بانک اطلاعاتی ۱۲۴
جدول شماره۳ - توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب فناوری‎های نوین اطلاعات و ارتباطات ۱۲۴
جدول شماره۴- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب روابط‎عمومی الکترونیک و انعکاس پیشنهادات ۱۲۵
جدول شماره ۵-توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب ارائه خدمات با کیفیت ۱۲۵
جدول شماره ۶- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب افکار عمومی ۱۲۵
جدول شماره ۷- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب اطلاع‌رسانی ۱۲۶
جدول شماره ۸- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب اعتبار سازمان ۱۲۶
جدول شماره۹- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب ارتباط درون سازمانی ۱۲۶
جدول شماره۱۰- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب فرهنگ سازمانی ۱۲۷
جدول شماره ۱۱- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب انتشار نشریه ۱۲۷
جدول شماره ۱۳- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب بانکداری الکترونیک ۱۲۸
جدول شماره۱۴- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب استقبال از خدمات ۱۲۸
جدول شماره ۱۵- توزیع فراوانی پاسخگویان برجسب بخش متولی تغذیه محتوای سایت ۱۲۸
جدول شماره ۱۶- توزیع فراوانی پاسخگویان برجسب علت حضور مدیر روابط‎عمومی در جلسات مدیران سطح بالای بانک ۱۲۹
جدول شماره ۱۷- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب وضعیت فعالیت روابط‌عمومی ۱۳۰
جدول شماره ۱۸- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب وضعیت فعالیت ارتباط با مشتری ۱۳۰
جدول شماره ۱۹- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب وضعیت فعالیت بازاریابی ۱۳۰
جدول شماره ۲۰- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب وضعیت فعالیت تبلیغات ۱۳۱
جدول فراوانی شماره ۲۱- توزیع پاسخگویان بر حسب استفاده از تحقیق افکارسنجی ۱۳۱
جدول فراوانی شماره ۲۲- توزیع پاسخگویان بر حسب روش تحقیقات مورد استفاده ۱۳۱
جدول فراوانی شماره ۲۳، توزیع پاسخگویان برحسب نقش بانکداری الکترونیک در کاهش تعداد پرسنل روابط‎عمومی ۱۳۲

نظر دهید »
الگوی مناسب ارزیابی عملکرد کارکنان دانشگاه علوم پزشکی ارتش جمهوری اسلامی ایران- قسمت ۱۵
ارسال شده در 21 مهر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع
  • شراکت: رهبری مدیریت منابع انسانی برنامه شراکت با ذینفعان درون یا بیرون سازمان را تدوین یا اجرا کرده است.

 

  • اقدام اخلاقی: سازمان اصول اخلاقی تعریف شده­ای را تدوین کرده است که جزء لاینفک فرهنگ سازمان هستند و به طور کاملا آشکار در رفتار روزانه سازمان قابل رویت است.

 

    • خدمات: رهبری مدیریت منابع انسانی برنامه مشخصی برای کمک به ذینفعان درون سازمان برای تامین اهداف کسب و کارش تدوین کرده است.

دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه

 

  • چشم انداز: سازمان روندهای داخلی و یا بیرونی که بر سازمان تاثیر خواهند داشت را پیش ­بینی و به طور آینده­نگرانه در برابر آنها واکنش نشان داده است.

 

  • تعالی کلی: جایزه تعالی به سازمان­هایی اعطاء می­ شود که ابتکار عمل­های مدیریت منابع انسانی­شان استانداردهای لازم برای حداقل ۶ از حوزه جوایز را تامین کنند(قلیچ­لی،۱۳۸۶، ۱۸۶).

 

۹- مدل بلوغ قابلیت منابع انسانی(پی. سی. ام. ام[۵۰])
این مدل اولین بار در سال ۱۹۹۵ منتشر شد و به طور موفقیت­آمیزی برنامه ­های بهبود منابع انسانی را در شرکت­هایی چون بوئینگ، اریکسون، لاکهید مارتین و نوردیسک هدایت کرد. اگرچه مدل بلوغ قابلیت افراد در آغاز برای کاربرد در سازمان­های دانش محور طراحی شده است، با این وجود با متناسب سازیش می ­تواند تقریبا در هر سازمانی به کاربرده شود.
مدل بلوغ قابلیت افراد (پی. سی. ام. ام) یک مدل تغییر سازمانی است. پی. سی. ام. ام فراهم کننده نقشه­ای برای تحول یک سازمان از طریق بهبود مستمر رویه­های منابع انسانی­اش است. مدل بلوغ قابلیت افراد شامل پنج سطح بلوغ یا مراحل تکاملی است که براساس آنها رویه­ ها و فرایندهای منابع انسانی سازمان تکامل می­یابند. در چنین محیطی، افراد فرصت بیشتری برای توسعه توانایی­های بالقوه­شان پیدا می­ کنند و همچنینی برای همسو کردن عملکردشان با اهداف سازمان بیشتر برانگیخته می­شوند. مدل بلوغ قابلیت افراد، یک مدل فرایند محور است که فرض می­ کند رویه­های منابع انسانی، فرایندهای سازمانی استاندارد هستند که می­توانند به طور مستمر از طریق روش­های بهبود سایر فرایندهای کسب و کار، بهبود یابند. هدف اصلی مدل بلوغ قابلیت افراد، بهبود مستمر قابلیت منابع انسانی است. قابلیت منابع انسانی می ­تواند به عنوان سطح دانش، مهارت ­ها و توانایی­­های فرایندی موجود برای انجام فعالیت­های کسب وکار یک سازمان تعریف شود.
نمودار ۲- ۶ بیست و دو فرایند را در پنج سطح بلوغ قابلیت نشان می­دهد. هر حوزه فرایند مجموعه ­ای از فعالیت­های به هم مرتبط را نشان می­دهد که وقتی به طور جمعی انجام شوند، مجموعه ­ای از اهداف مهم برای افزایش قابلیت منابع انسانی محقق می­شوند. حوزه ­های فرایند در هر سطح بلوغ مشخص شده ­اند(قلیچ­لی،۱۳۸۶، ۱۸۲).
نوآوری مستمر منابع انسانی، همسویی با عملکرد سازمانی، بهبود مستمر قابلیت
سطح ۵
بهینه
منتورینگ، مدیرت قابلیت سازمانی، مدیریت عملکرد کمی، دارایی­ های مبتنی بر شایستگی، گروه ­های کاری توانمند، یکپارچگی شایستگی.
سطح ۴
قابل پیش بینی
سطح ۱
جبران خدمات، آموزش و توسعه، مدیریت عملکرد، محیط کاری، ارتباطات و هماهنگی، تامین نیرو
سطح۲
مقدماتی
فرهنگ مشارکتی، توسعه گروه کاری، رویه­های مبتنی بر شایستگی، توسعه مسیر پیشرفت شغلی، توسعه شایستگی، برنامه­ ریزی نیروی انسانی، تحلیل شایستگی.
سطح ۳
تعریف شده
قابل مدیریت
نمودار۲-۶- حوزه ­های مدل بلوغ قابلیت منابع انسانی(قلیچ­لی،۱۳۸۶، ۱۸۴)
۱۰- مدل تی. ئی. ای. ام[۵۱]
یکی از رویکردهایی که می تواند به اجرای اثربخش برنامه ­های ارزیابی به مدیران کمک کند، رویکرد T.E.A.M است. توسعه برنامه ارزیابی عملکرد از طریق چهار مرحله متمایز زیر انجام می­پذیرد. این چهار مرحله تحت عنوان رویکرد T.E.A.M به کار رفته است (اقتباس از راهنمای ارزیابی عملکرد، اداره منابع انسانی ایالات متحده آمریکا , ۲۰۰۲):
- مرحله فنی (T = Technical Phase )؛
- مرحله بسط و توسعه (E = Extended Phase )؛
- مرحله ارزیابی (A = Appraisal Phase)؛
- مرحله نگهداری (M = Maintenance Phase ).
۱- مرحله فنی: مرحله فنی مستلزم کارکردن با کارکنان به منظور تدوین یک شرح پست روشن، استانداردهای عملکرد شغلی و هدف­های کاری مناسب با ثبت عملکرد کارکنان است .
شرح پست متشکل از آن دسته از وظایف و مسئولیت­های خاص برای شغل خاص در یک واحد سازمانی است. اثربخش بودن شرح پست مستلزم در برداشتن وظایف و مسئولیت­های سرپرستی و نشان دادن میزان زمان مصروفه برای انجام هریک از آنهاست . جنبه سرپرستی شغل بایستی به طور کاملاً روشن تعریف شود. مدیر و کارکنان باید با همدیگر برای حفظ شرح پست فعلی خود کار و واقع بینانه آن را درک کنند. شرح پست فعلی آنان بایستی قابل فهم و واقع بینانه باشد.
گام بعدی تدوین استانداردهای عملکرد شغلی است. استاندارد عملکرد بیانگر شرایطی است که باعث اجرای رضایت­بخش شغل می شود. استانداردهای عملکرد شغلی برای مسئولیت­های یک شغل خاص در شرح شغل تعریف می‌شوند. این استانداردها در قالب واژه­ های دقیق و مختصر که به خوبی کمیت، کیفیت،‌ شیوه عمل و زمان انجام کار را نشان می دهد تعریف می­شوند. به هنگام توصیف نتایج مورد انتظار، از استانداردهای عملکرد استفاده می­کنیم.
در گام بعد، تعیین و بیان هدف­هاست .هر وظیفه ای یک نتیجه بی­همتایی دارد. هر وظیفه ­ای متفاوت از وظایف دیگر است. هدف گذاری در برگیرنده توسعه وظایف و ارتباط آنها با کارکنان است. مدیر و کارکنان باید نسبت به آنچه که باید انجام دهند درک بهتری داشته باشند، فرصت بیشتری برای انجام دادن کارها داشته باشند و ارزیابی بهتری از چگونگی آنچه که آنان انجام داده­اند به عمل آورند. کارکنان باید از نحوه سنجش آگاه باشند و بدانند با چه سطحی از کمیت و کیفیت، زمان و هزینه کار خود را انجام داده اند. این شاخص ­ها عملکرد رضایت بخش شغل را نشان می­دهد. هدف­های مؤثر دارای خصوصیات زیر است :
- خاص و قابل اندازه گیری؛
-واقع بینانه و قابل دستیابی؛
-متناسب با اهداف و سیاست­های سازمان؛
-انعطاف پذیر و پاسخگو در برابر تغییر؛
-پیوند داشتن با توسعه؛
-در قالب واژه­ های دقیق و مختصر نوشته شده باشد؛
- مورد بررسی قراردادن پیشرفت کار در زمان­های خاص قبل از اینکه کار به اتمام رسد .
هدف­ها و استانداردهای شغلی باید برای کارکنان روشن باشد و آنان بتواند قبل از اینکه بررسی ارزیابی عملکرد رسماً انجام گیرد به هدفها دست یابند.(بزاز جزایری، ۱۳۸۴)
۲- مرحله بسط و گسترش: این مرحله طولانی­ترین و حساس­ترین مرحله فرایند ارزیابی عملکرد است. موفقیت و اثربخشی برنامه ارزیابی عملکرد به اجرای موفق این مرحله بستگی دارد . مرحله­ ای است که سرپرستان واقعاً کار سرپرستی را انجام می­ دهند. آنها مشاهده و نظارت می­ کنند و باز خورد فراهم می­ کنند و به عملکرد کارکنان جهت می‌دهند. اشتباهی که اکثر سرپرستان مرتکب می­شوند این است که آنها صبر می­ کنند تا پایان دوره ارزیابی فرا رسد سپس ارزشیابی عملکرد کارکنان را انجام دهند. در این حالت آنها تلاش می­ کنند تا رویدادها را به خاطر آورند یا بازسازی کنند. تحقیقات نشان می­دهد که اکثر افراد قادر نیستند حتی بخش کوچکی از رویدادها را حتی بعد از چند ساعت، به خاطر آورند. به هر حال ارزیابی رسمی به مدیرانی نیاز دارد که کار یک کارمند را تا پایان دوره ارزیابی (شش ماهه یا سالیانه) خلاصه کند. نکات مهم را یادداشت کند و آنها را نگه دارد . اشتباه دیگری که مدیران در ارزیابی مرتکب می­شوند این است که روی نکات منفی عملکرد تمرکز می­ کنند . یک سرپرست اثربخش به مشاهده رفتارهای مثبت و تقویت مستمر آن رفتار ها می ­پردازد .
۳- مرحله ارزیابی: چنانچه دوره ارزیابی یکساله است، مدیر بایستی در مورد عملکرد کاری با کارکنانش رسماً سالی یک بار به بحث و گفتگو بنشیند. ارزیابی سالیانه باید در برگیرنده خلاصه ارزیابی­های انجام شده در طول سال باشد که به صورت غیررسمی انجام شده است. تکرار و مداومت این گفتمان با افراد متفاوت است و بستگی به سطح مهارتهای آنان، ‌انواع کارهای انجام شده و محیط کاری دارد. بحث و گفتگو باید در فضایی انجام شود که در آن افراد با آسودگی خاطر به تبادل نظرات و ابراز احساسات در مورد شغل و عملکرد خود بپردازند.
بررسی ارزیابی رسمی بایستی با در نظر گرفتن تمهیدات زیر انجام گیرد :
- قبل از اینکه ارزیابی رسمی انجام گیرد، حداقل دو هفته قبل کارکنان در جریان امر قرار گیرند؛
- تعیین هدف­هایی که مورد انتظار است. این هدف­ها باید دربرگیرنده سیاست کلی سازمان مبنی بر بهبود عملکرد و اثربخشی سازمان باشد .

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 133
  • 134
  • 135
  • ...
  • 136
  • ...
  • 137
  • 138
  • 139
  • ...
  • 140
  • ...
  • 141
  • 142
  • 143
  • ...
  • 970
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 غذاهای خطرناک خرگوش
 فروش در دیجیکالا
 درآمد کتاب‌های الکترونیکی
 سگ دوبرمن پینشر
 مراقبت از سگ داشهوند
 فروش مقالات علمی
 آموزش ساخت انیمیشن دودلی
 لاغری و چاقی سگ
 فروشگاه محصولات خاص
 تنهایی در رابطه خطرناک
 حسادت در روابط
 لاغری عروس هلندی
 شپش سگ خطرات
 فروش فایل آموزش گرافیک
 رهایی از گذشته رابطه
 درآمد محصولات دیجیتال خاص
 هاری سگ پیشگیری
 شنونده خوب رابطه
 افزایش فروش رنک مث
 آموزش کوپایلوت حرفه‌ای
 وفاداری به خود رابطه
 فروش محصولات بازیافتی
 نگهداری سگ فضای باز
 اولویت دادن در رابطه
 درآمد تدریس مدیریت زمان
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • لیست همه پایان نامه های قابل دانلود با موضوع افشای اطلاعات
  • لیست همه پایان نامه های دانلودی درباره اقلیتهای دینی
  • پایان نامه های دانلودی با موضوع رضایت از مصرف
  • پایان نامه های دانلودی در مورد اموال امانی
  • دانلود پایان نامه ها درباره دادرسی افتراقی
  • لیست همه پایان نامه های دانلودی در مورد رقابت در بازار
  • لیست همه پایان نامه های قابل دانلود در مورد خیار تدلیس
  • پایان نامه های دانلودی درباره ارشد ارتباطات
  • دانلود متن کامل پایان نامه ها درباره اکراه بر اراده
  • لیست همه پایان نامه های قابل دانلود در مورد متان و اتان
  • دانلود پایان نامه ها درباره تنظیم ولتاژ
  • دانلود پایان نامه ها در مورد مکان‌گزینی
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | مفهوم حقوق مالکیت فکری(صنعتی-ادبی و هنری) و تحولات آن در مقابله با واردات موازی – 4
  • لیست همه پایان نامه های دانلودی درباره سب هویت
  • پایان نامه های دانلودی در مورد خیر مقدر
  • پایان نامه های قابل دانلود درباره مصرف معقول
  • دانلود فایل متن کامل پایان نامه ها با موضوع پویایی اشتغال
  • لیست همه پایان نامه های دانلودی درباره اسناد دولتی
  • پایان نامه های دانلودی با موضوع عقد کفالت
  • دانلود فایل متن کامل پایان نامه ها در مورد بازرگانی
  • دانلود متن کامل پایان نامه ها در مورد (E.F.A )
  • دانلود فایل متن کامل پایان نامه ها در مورد مذهب
  • دانلود فایل متن کامل پایان نامه ها درباره ذهنیت فلسفی
  • دانلود پایان نامه ها در مورد بذر و نهال
  • دانلود متن کامل پایان نامه ها در مورد فلات قاره
  • لیست همه پایان نامه های دانلودی با موضوع سیستم مدیریت امنیت
  • لیست همه پایان نامه های قابل دانلود در مورد عقد استصناع
  • پایان نامه های دانلودی در مورد ولی قهری
  • دانلود متن کامل پایان نامه ها در مورد تنگدستی مالی
  • لیست همه پایان نامه های دانلودی با موضوع EPS
  • پایان نامه های دانلودی درباره اشتغال
  • ادانلود پایان نامه ها درباره ولویت بندی
  • حرکت پیچشی
  • لیست همه پایان نامه های دانلودی درباره شخصی سازی
  • دانلود متن کامل پایان نامه ها درباره مدیریت دانش
  • پایان نامه های قابل دانلود درباره ادراک رهبری
  • دانلود پایان نامه ها با موضوع مدل SAW
  • دانلود پایان نامه ها در مورد صادرات زعفران
  • دانلود پایان نامه ها در مورد رگرسیون لجستیک
  • دانلود فایل متن کامل پایان نامه ها درباره نواحی گردشگری
  • دانلود فایل متن کامل پایان نامه ها با موضوع ریسک سرمایه
  • Fair Neپایان نامه ss
  • لیست همه پایان نامه های قابل دانلود درباره وفاداری برند
  • لیست همه پایان نامه های قابل دانلود با موضوع فسیل شناسی
  • دانلود فایل متن کامل پایان نامه ها در مورد مشاوره توانبخشی
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله – ۲-۸-۳ بازاریابی بر مبنای بخش های ویژه ای از بازار[۲۲] – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • پایان نامه های دانلودی با موضوع CSF
  • دانلود فایل متن کامل پایان نامه ها با موضوع ارتباط ارزشی
  • دانلود پایان نامه ها درباره متغیرهای رشدی
  • دانلود پایان نامه ها با موضوع فقه سیاسی

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان